کروبی وموسوی راآزادکنید

کروبی وموسوی راآزادکنید

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

سخنان نماینده تبریز در مجلس صدای کارگران را بشنوید مشکلات اجتماعی را ببینید!

"شکور اکبر نژاد" نماینده اصلاح طلب مجلس از تبریز نیز روز گذشته در نطق میان دستور خود در مجلس، به نکاتی اشاره کرد که شنیدن آن برای کانون قدرت دشوار بود. بویژه که او شاید برای نخستین بار طی دو مجلس هفتم و هشتم، از فاجعه تولید و زندگی کارگران پشت تریبون مجلس سخن گفت. بخش هائی از سخنرانی او را می خوانید:
دولت از تاثیر سیاست های اقتصادی خود كه به تضعیف تولید و گاه به تعطیلی كارخانه ها و كارگاه ها و تعدیل نیرو و اخراج كارگران انجامیده آگاه است؟ از وضعیت كارگران شركتی اطلاع دارد؟ صدای آنان را می شنوند؟ از نگرانی جوانان بیكار و به تبع آن از مشكلات اجتماعی و پریشانی خانواده ها باخبر است؟
شیوة كشورداری ما مبتنی بر عقلانیت است یا احساسات و تعصبات و توهمات؟ ایران شأن و جایگاه واقعی خود را در مسایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی از دست داده و در شاخص هایی همچون تورم، پرونده های قضایی، اعتیاد، طلاق و غیره جلو افتاده است.
در روابط بین المللی با تندگویی و ادبیات نامناسب منافع ملی را به مخاطره نیندازیم و بی اصل 175 قانون اساسی می گوید:« در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آزادی بیان و نشر افكار با رعایت موازین اسلامی و مصالح كشور باید تامین كردد» امروز چه كسی باور می كند كه چنین است؟ مخاطبین شنیدن تحلیل های آنرا توهین به شعور خود تلقی می كنند و با رسانه ها دیگر پناه می برند.
در پایان به همه ملت و بزرگان كشور عرض می كنم راه حل بسیاری از مشكلات پیش آمده در سنوات اخیر رعایت همه جانبه قوانین، احترام به آحاد ملت در چارچوب تمامی اصول قانون اساسی است. از انحصار طلبی و افراط و تفریط دوری جسته و مصالح درازمدت كشور و ملت را پیگیر باشیم. به احترام بخش هایی از ملت كه متفاوت با ما فكر می كنند زندان و حصر خانگی را پایان بدهیم تا شادی و سرور ملت را شاهد باشیم.
پیک نت 5 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

دیدار عده ای از نمایندگان مجلس با رهبر جمهوری اسلامی سرکوب جنبش سبز برای ما یک رزمایش بود!

آقای خامنه ای، بار دیگر، با یک محفل حکومتی دیدار کرده و سخنانی گفته که جنگ قدرت جناح های حاکم را تشدید کرده است.
فراکسیون سپاه در مجلس، که اغلب آنها پرونده قتل و جنایت و ترور و زندانبانی و بازجوئی دارند و اسم خودشان را گذاشته اند "فراکسیون انقلاب" به دیدار ایشان رفته اند. دراین دیدار نامه ای را در انتقاد از عملکرد احمدی نژاد و دولت او خوانده اند و آقای خامنه ای در پاسخ پرتناقضی که به این نامه و انتقادها داده، چند نکته ای را طرح کرده که دعواها از همینجا تشدید شده است. این سخنرانی را هفته نامه "پنجره" که "زاکانی" (نماینده مجلس و متحد سابق احمدی نژاد که ظاهرا قرار بوده وزیر کشور او شود و نشد) اداره می کند ظاهرا گزینشی منتشر کرده است. هفته نامه "9 دی" که از نامش مشخص است چه گرایشی دارد (همان راهپیمائی معروف به ساندیسی در میدان انقلاب تهران که علم الهدا امام جمعه مشهد را با هواپیما آوردند تا در آن سخنرانی کند و او هم معترضان به کودتای 22 خرداد را مشتی بزغاله و گوساله خطاب کرد.) و مدیر مسئول آن "حجت الاسلام رسائی" (که رقبا می گویند هم پرونده اختلاس دارد و هم پرونده اخلاقی!) به زاکانی پریده که گفته که آقا حرف های دیگری هم زده بود که زاکانی سانسور کرده است. "رجا نیوز" که بی نیاز از معرفی است، وارد گود شده و یک متن دیگری را بعنوان متن فرمایشان آقا منتشر کرده است. اما هیچکدام تاکنون متن نامه انتقاد را که در پیشگاه رهبر خوانده اند منتشر نکرده اند.
در پاسخ علی خامنه ای به این نامه، که تمام مدت به سبک اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر بجای "من" از "ما" استفاده می کند، نکاتی وجود دارد. از جمله اعتراف وی به تظاهرات عظیم 25 خرداد 1388 که سردار قالیباف شهردار تهران شمار آن را در تهران 3 میلیون گزارش کرد.
این نکات را در ادامه بخوانید:
«به قول شما ممکن است به شما وکیل‌الدوله و چه و چه هم بگویند و از این حرف‌ها بزنند؛ اینها خیلی چیزهای مهمی نیست. خوب اشکالاتی که اینجا ذکر شد؛ چه به رئیس این قوه، چه به رئیس آن قوه، وجود دارد. این‌ها درد دل‌هایی است که ممکن است بعضی‌اش مورد تأیید بنده هم باشد.
در مورد دولت، این اشکالاتی که شما گفتید، ممکن است بعضی‌اش وارد باشد.
در مورد خود ما هم این مسئله مشاهده می‌شود. آدم یک چیزی می‌گوید، یک حرکت کوچکی انجام می‌دهد، می‌بینید تحلیلگرهای آن طرف دنیا می‌گویند که بله، هدف این بود.
این قضایای اخیر (جنبش "رای من کو؟") هم که در نامه اشاره‌ای شده- در واقع مثل یک رزمایش بود. عبور از این جریان هم برای نظام کاملاً ممکن است. یعنی این تصور که حالا کسی خیال کند نظام جمهوری اسلامی گیر افتاد، ابداً چنین چیزی نیست. یک جلوه‎اش را شما در روز 9 دی دیدید. حالا سعی می‎کنند هی کوچکش کنند، ناگفته بگذارند، مسکوتش بگذارند؛ اما حادثه نهم دی واقعاً خیلی حادثه بزرگی بود. هیچ جای دنیا چنین چیزی امکان ندارد که یک فراخوان مختصری بشود و جمعیتی عظیم بیایند توی صحنه.
این هم که فرمودند اگر چنانچه سران فتنه چه نشوند، مردم به تردید می‌افتند، نه، اینجوری نیست. ما باید نگاه کنیم ببینیم الان اولویت دستگاه چیست. روز 25 خرداد یک راهپیمايی راه انداختند؛ اما این جریانی که روز عاشورا توی خیابان آمد، یا در 16 آذر توی خیابان آمد، آن جریان نبود.
خیلی‌ها از آن جریان 25 خرداد، توی راهپیمایی روز چهارشنبه 9 دی حضور داشتند. اینی که بنده عرض می‌کنم، حدس نیست؛ اطلاع دارم. خبرهایی به من رسیده که می‌دانم افراد شاخصی هستند که در این راهپیمايی عظیم حضور پیدا کردند. خوب، این خیلی اهمیت دارد.
این عده از اعضای فراکسیون در دیدار با رهبر حضور داشته اند: حجت الاسلام آقا تهرانی، زارعی، کوچک زاده، ابطحی، کوثری، رسایی، کریمی قدوسی، آلیا ، قاضی زاده، شهرزاد، هدایت خواه، بزرگواری و... حضور داشتند.
پیک نت 2 آبان

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

محتوای واقعی سخنرانی شهریور 88 فرمانده کل سپاه کودتا کردم، تا مخالفان سلطنت "آقا" را حذف کنیم


انتشار بخش هائی از سخنرانی روز گذشته سرلشگر عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در جمع پیشكسوتان جنگ با عراق، توسط بسیاری از خبرگزاری های جهان، بعنوان مقابله رسمی و علنی با محمد خاتمی مخابره شد.
این سخنرانی را ابتدا خبرگزاری وابسته به ستاد کودتا، یعنی خبرگزاری فارس مخابره کرد و سپس توسط دیگر خبرگزاری ها و سایت های خبری داخل کشور نیز انتشار یافت. با آنکه عموما روی آن بخش از سخنان فرمانده کل سپاه تاکید شده که مربوط به ادعاهائی درباره محمد خاتمی است، اما این مسئله یکی از چند نکته مهم و شاید ضعیف ترین نکته ای باشد که عزیز جعفری در سخنرانی خود مطرح کرده است.
به این نکات توجه همگان را جلب می کنیم:
1- این سخنرانی اعتراف صریح به کودتای 22 خرداد و دلیل و انگیزه آنست.
2- این سخنرانی که کپی برداری از مقالات حسین شریعتمداری در کیهان است، به معنای مخالفت گروه فرماندهان کودتاچی سپاه با انتخابات بعنوان یک نقطه ضعف و خطر برای ادامه سلطه نظامی ها بر کشور است.
3- این سخنرانی به برگ های بازجوئی زیر شکنجه فعالان سیاسی اشاره دارد که از پایان روز رای گیری، یعنی 22 خرداد و آغاز کودتا و دستگیری آنها شروع شد. فرمانده سپاه در جریان جزئیات این اعتراف گیری ها قرار دارد و مستند به آنها سخنرانی کرده است.
4- فرمانده سپاه درحالی به اعترافات زیر شکنجه و به زعم خود "بحث آزاد" در سلول انفرادی اشاره و استناد می کند که تقریبا هیچ مرجع مذهبی غیر وابسته به کودتای 22 خرداد اعتباری برای این اعترافات قائل نشده است. این سخنان سرلشگر عزیز جعفری یکبار دیگر با وضوح بیشتر نشان داد که فرماندهان نه تنها در برابر مراجع مذهبی صف کشیده اند، بلکه مقابله با آنها را آغاز کرده اند و می روند به آن سمت که بساط مرجعیت را در ایران برچینند.
5- در این سخنان و سخنرانی به نکاتی بعنوان دلائل کودتا علیه نتیجه واقعی انتخابات 22 خرداد اشاره می شود، که اتفاقا نوعی واقع بینی و یا اعتراف به واقعیت است. این که رهبر را تبدیل به شاهنشاه آریامهر کرده اند، این که او پاسخگو به هیچکس نیست، این که نباید گذاشت اختیارات سلطنتی او را محدود و کنترل کنند، این که او سرنوشت خویش را به سرنوشت احمدی نژاد پیوند زده است. این که او بنابر حال و روز و موقعیت و خواست خویش مملکت را هر چند وقت یکبار به یک سمتی می کشد.
اینها نکاتی است که سرلشگر عزیز جعفری بعنوان اعترافات ابحطی و بعنوان اتهام محمد خاتمی و آیت الله خوئینی ها مطرح می کند. اما واقعیت اینست که چه خاتمی و یا خوئینی ها گفته باشند و چه آنها نگفته باشند، چه در دهان ابطحی گذاشته باشند که اعتراف کند و چه نگذاشته باشند و چه شنودی در کار بوده باشد و چه نباشد، درد کشور و جمهوری اسلامی اتفاقا همین است که عزیز جعفری اشاره کرده است. یعنی انقلاب شد که این بساط جمع شود و اکنون علی خامنه ای و باند نظامی که اطراف او جمع شده اند این بساط را دوباره پهن کرده اند.
ما نمی دانیم عزیز جعفری، با توجه به سن و سال و سابقه ای که در امور پشت پرده جمهوری اسلامی دارد تا چه حد در جریان مسائل و امور پشت پرده جمهوری اسلامی در سالهای دهه اول آنست. دورانی که امثال میرحسین موسوی و خوئینی ها، همطراز خامنه ای مصدر امور مختلف بوده اند، او رقمی نبوده که درجریان مسائل حساس پشت پرده باشد. از جمله این که نظر آیت الله خمینی برای جانشینی خود، موسوی خوئینی ها بود و اگر نبود محاصره و فریب احمد خمینی برای شهادت دروغ، آن که جانشین آیت الله خمینی شده بود خوئینی ها بود و نه خامنه ای. این را حداقل هاشمی رفسنجانی با جزئیات خبر دارد. از جمله توصیه های دو دهه گذشته به موسوی خوئینی ها مبنی بر این که کمتر در صحنه ظاهر شود، بیم از ترور او به دلیل همین مسئله و اسناد و شواهدی است که دراین باره وجود دارد. فرمانده کل سپاه دانسته و یا ندانسته برای حل همین معضل به میدان کیش شده است. معضل بر ملا شدن بحث های واقعی پیرامون جانشینی آیت الله خمینی، که حتی در مجلس بازنگری قانون اساسی که خوئینی ها عضو برگزیده آقای خمینی در آن بود و همچنین مجلس خبرگان تعیین جانشین – پس از درگذشت آیت الله خمینی- به آن اشاراتی شد.
با سخنرانی مورد بحث فرمانده کل سپاه پاسداران، این احتمال به جا و به موقع پیش آمده است که چهره هائی نظیر میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی و صانعی و یا هر مرجع دیگری با صراحت بگویند که دایره اختیارات سلطنتی رهبر باید محدود شود. این صراحت بیان، دیگر جائی برای اعتراف گیری و کشف توطئه باقی نمی گذارد. جلوگیری از لغو انتخابات و احیای نظام سلطنتی نه تنها توطئه نیست، بلکه عین خدمت به مردم وانقلاب است.
اگر از هم اکنون با صراحت چنین مسئله ای طرح نشود، فرماندهان سپاه بزودی مجلس خبرگان را نیز منحل خواهند کرد و خود مستقیم تر سکان رهبری را بدست خواهند گرفت و ساختار حکومت های پاکستان و ترکیه در ایران شکل قطعی به خود خواهد گرفت.
فشرده سخنرانی فرمانده کل سپاه را پس از این توضیحات و در همین شماره پیک نت بخوانید.
(نقل از پیک نت 7 شهریور 1388)
پیک نت ـ 28 مهر 1390

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

: خاتمی: بدترین فساد، حکومت بی‌مسئولیت است

محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، در دیدار با جمعی از استادان دانشگاه‌های ایران، بار دیگر فضای موجود را به نقد کشید و بی‌مسئولیتی حکومت را علت عمده از دست رفتن سرمایه‌های انسانی و اقتصادی کشور دانست.

رئیس جمهور پیشیبن ایران، با تاکید بر لزوم پاسخگویی حکومت‌‌ها و تن دادن به ابزارهای نظارتی، تصریح کرد: «شاید بدترین فساد این باشد که حکومتی باشد و قدرت داشته باشد و احساس کند مسئولیتی ندارد و هرکاری می‌خواهد انجام دهد ولو حسن نیت هم داشته باشد.»

محمد خاتمی به ویژه، فضای دانشگاه‌ها را معیاری برای بر سنجش اوضاع کشور دانست و با انتقاد از اداره «مکتب‌خانه‌ای» دانشگاه‌ها، گفت اگر «یاس و رکود» در میان دانشجویان و استادان دانشگاه حاکم باشد، نشان‌دهنده این است که جامعه وضع خوبی ندارد.

محمد خاتمی با اشاره به حضور خود در ۱۶ آذر سال ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران و اعتراض‌ دانشجویان گفت: «یکی از شیرین‌ترین خاطرات من در سال ۸۳ در دانشگاه تهران و دانشکده فنی بود که من صحبت می‌کردم ولی عده‌ای اعتراض کردند... البته در مقابلش هم خیلی‌ها محبت می‌کردند...؛ همان جا که نشسته بودم با خود گفتم مگر چه می‌خواستیم؟ به یاد گفته امیرالمومنین افتادم که فرمود مقدس نیست امتی که مظلوم نتواند حقش را از ظالم بگیرد یا در مقابل قدرت نتواند اعتراض کند بدون اینکه لکنت زبان داشته باشد.»

وی افزود: «بالاخره رئیس جمهوری کشور که رئیس شورای امنیت ملی است و دستگاه‌های دیگر در اختیار او هستند دانشجویان با خیال راحت و امنیت خاطر در برابر او صحبت و به او اعتراض سخت می‌کنند و مطمئنم کوچکترین نگرانی ندارند که به خاطر این اعتراض مورد تعرض قرار گیرند و این دستاورد بزرگ دولت اصلاحات بود البته دل من می‌خواست در همه ارکان حکومت این طور باشد.»

رئیس‌جمهوری پیشین ایران، آزادی محافل دانشگاهی و رسانه‌ای را «عامل بزرگ» جلوگیری از فساد دانست و گفت: «اگر فضا آزادتر بود و بخصوص نهادهای نظارت کننده‌ای که برخواسته از مردمند حضور مؤثر داشتند و تشکل‌ها و احزاب و مطبوعات آزادی‌های لازم مصرح در قانون را داشتند آیا این فسادهایی که در امروز هست تحقق پیدا می‌کرد؟ یا اگر می‌کرد نحوه برخورد با او جدی‌تر نبود؟»

خاتمی نتیجه این تفکر را که معتقد به این است که «بالای ۹۰ درصد دانشگاهیان انحراف دارند»، چیزی جز از «دست رفتن سرما‌یه‌های کشور» ندانست.

محمد خاتمی در ادامه با اشاره به نقش احزاب، گروه‌ها و مطبوعات، اظهار داشت که در بسیاری از کشورها «یک روزنامه می‌تواند مقتدرترین حکومت را به زیر بکشد.»

خاتمی گفت: «اگر این آزادی باشد جلوی بسیاری از فسادها گرفته می‌شود و جلوی میل قدرت به سوی دیکتاتوری را می‌گیرد.»

وی با بیان اینکه برای برنامه پنجساله چهارم کشور تنها با «کمتر از ۲۰۰ میلیارد دلار»،رشد ۸ درصدی را در نظر گرفته بودیم، این پرسش را مطرح کرد که تا چه‌اندازه با ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد، کشور ‌هم‌اکنون در این مسیر قرار دارد.

رئیس جمهوری پیشین ایران تصریح کرد: «نمی‌توان در دنیا منزوی بود و انتظار داشت سرمایه خارجی به کشور بیاید؛ نمی‌‌توان در دنیا مورد تهدید بود و درها به روی کشوری بسته باشد، ولی تکنولوژی به کشور بیاید.»

محمد خاتمی بار دیگر از «برخورد خشن با معترضان پس از انتخابات» انتقاد کرد و گفت: «اگر با تدبیر، امور کانالیزه می‌شد و در بستر احزاب و تشکل‌ها و گروه‌ها جریان می‌یافت تا بتوانند حرفشان را بزنند این امر در جامعه امنیت ایجاد می‌کرد.»

به گفته خاتمی، انتخابات مطلوب هنگامی متحقق خواهد شد که «دلخوری‌ها» و «سرخوردگی‌ها» با فضای باز و آزادی‌های مشروع از بین برود.

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

:: خودداری ۱.۶ میلیون خانوار ایرانی از پرداخت بدهی خود به شرکت ملی گاز



سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس می گوید که دولت برای پرداخت یارانه‌های نقدی با کمبود منابع روبرو است و «در حال حاضر ۱.۶ میلیون خانوار از پرداخت بهای گاز مصرفی خود خودداری کرده‌اند و به شرکت ملی گاز بدهکارند.» به گزارش خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، خانه ملت، عماد حسینی روز چهارشنبه با اشاره به عدم تحقق بخشی از درآمدهای پیش‌بینی شده دولت، ‌از جمله خودداری «یک میلیون و ۶۰۰ هزار خانوار» از پرداخت بهای گاز مصرفی خانگی خود اشاره کرد و گفت: «وقتی این تعداد از خانوارها بدهی‌های خود را به شرکت ملی پرداخت نمی‌کنند، به صورت طبیعی درآمدهای پیش‌بینی شده برای دولت تحقق نخواهد یافت.» وی تأکید کرد که پرداخت ماهانه «سه هزار میلیارد» تومان یارانه نقدی به مردم در حالی صورت می‌گیرد که در حال حاضر دولت «بیش از پنج‌ماه کسری بودجه برای پرداخت یارانه مستقیم به مردم دارد». از فروردین‌ماه و پس از هدفمند کردن یارانه‌ها در ایران، بالا بودن رقم قبض های گاز در بسیاری از نقاط کشور، اعتراض‌هایی را به همراه داشت و از همان زمان زمزمه‌هایی در فضای مجازی در مورد خودداری از پرداخت گازبها به گوش رسید. همان زمان مصطفی کشکولی، معاون مدیر عامل شرکت ملی گاز، اعلام کرد که ۳۰ درصد از مشترکان، قبض های گاز خود را پرداخت نکرده‌اند و هشدار داد که در صورت خودداری مشترکان از پرداخت گازبهای خود، گاز آن‌ها در نوبت اول ۲۴ ساعت و در نوبت دوم ۴۸ ساعت قطع می‌شود. شرکت ملی گاز، اردیبهشت‌‌ماه سال جاری رشد بهای گاز در هفت‌ماه سال ۹۰ نسبت به پنج‌ماه سال گذشته را ۱۶.۵ درصد اعلام کرده بود، اما خبرگزاری فارس همان زمان گزارش داده بود که بهای گاز نسبت به پنج‌ماه سرد سال ۸۹ بیش از ۷۰ درصد رشد داشته است. «سه برابر شدن یارانه‌های نقدی» 

۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

آقای خاتمی این قضیه سردرازدارد :

با شروط وقول قرارنمیشودباقومی ازدم دروغگو معامله کرد،انها ماراازخودنمیدانندوخودرافراترازقانون میدانندبایدبه این آقایان حالی کردقبل ازسال57پهن هم بارشمانمیکردن ، اگربه زندان شاه افتادیدظاهرابرای دفاع ازحقوق ملت بودوباطنابرای کسب قدرت برای آخوندها.پس ازاینکه علی شریعتی دردانشگاهها مغزهارابطرف اسلام سوق دادوبه انهااطمینان دادکه بااین روش مدینه فاضله خواهدشدایران، جوانان ما با دل وجان به مبارزه پرداختن به رهبری علی شریعتی ، میان شریعتی وروحانیت پس ازنوشتن کتاب مذهب علیه مذهب وچندکتب دیگرتیره وتارشددقیقایادم هست که آخوندهابالای منبربرعلیه شریعتی سخنرانی میکردن ومیگفتن جوانان ودانشجویان به حسینیه ارشادنروندچون دینشان به خطرمیافتدچه وچه،به توصیه حضرات به شاه، ساواک شریعتی راتحت نظرگرفت واوبرای ادامه کارهای خودبه انگلستان رفت ودرانجابودکه توسط قاتل آشنابقتل رسید.حتی جسدش رانگذاشتن به وطنش ایران بیاورند.یک باره دراین اثنا،خبربقتل رسیدن مصطفی خمینی درعراق درایران پیچیدوموتلفه دربازارمجلس ختمی برقرارکردکه موردهجوم نیروی انتظامی قرارگرفت فردای ان اولین راهپیمائی دانشجویان ازدرخانه شادروان طالقانی تاراه آهن صورت گرفت وهیچ نیروئی به دانشجویان حمله نکردوازدماغ کسی خونی جاری نشدولی اخوندهامیگفتن که چندین نفردستگیرشدن به انهاگفتم اقاکسی دستگیرنشده گفتن پسرجان بگذاریدپیازداغش رازیادکنیم وزودبه نتیجه برسیم.آخوندهاکه بجزتحریک جوانان چیزی بلدنبودن این جوانان کشوربودن که جنگیدن وشاه هم یک فردتحصیل کرده بوداجازه ندادکشتارشود،نتیجه اینکه مابرشاه پیروزشدیم . ازطرفی خمینی درپاریس بودوبازاریان انقدرپول فرستاده بودن که کارانقلاب لنگ نماند،شادروان صادق قطب زاده میگفت امام یک صندوق ازپولهارابه یاصرعرفات داد.خبرنگاران باخمینی مصاحبه میکردن که درحکومت شماایاآزادی بیان وافکارواندیشه وآزادی اقلیت های قومی ومذهبی جای دارداومیگفت حتی کمونیست ها هم اجازه دارندنظریات خودشان رابگویندکشوردراینده آزادترین کشورخواهدشدوسخنرانی بهشت زهراکه عده ائی یادشان است، من به ان نمی پردازم.آقارابایک هواپیمای اجاره ائی ازفرانسه باکلی خبرنگاربه ایران آوردندچون جائی نداشت ویاخواستن جلوی چشمشان باشد بردن مدرسه علوی مدرسه متعلق به حضرت ایت الله یحیی نوری بودکه اززمان بنی صدرازاوخبری نیست،خمینی جریان رامیدانستندکه طبق برنامه قضیه پیش خواهدرفت ولی به خبرنگاران میگفت که هرلحضه ممکن است هواپیماموردهدف قرارگیردخبرنگاربی بی سی انقدرترسیده بودکه ازخانواده خودداشت خداحافظی میکرد وپس ازاینکه هواپیمابه زمین نشست دوباره باخانواده اش تماس گرفت که به سلامت هواپیمابه زمین نشست ومن زنده هستم.آقای خاتمی خودشمابابعضی ازآقایان نسبت فامیلی داریدوازوقایع پشت پرده مطلع هستید8سال رئیس جمهوربودیدکه اعتراف کردیدمن یک کارگزاربودم وقدرتی نداشتم بااین اوصاف چگونه ملت بدون تضمین گرفتن ازحاکمیت دروغگووآدم کش وسارق ومتجاوزبه نوامیس ملت وشرورشروط شمارامحترم بشمارد،به ان گردن نهد؟ آشتی ملی وشروط چندگانه رافراموش کنید به حکمیت سازمان ملل وباحضورنماینده گان انهاگفتگوبه شرح زیرانجام میگیرد./

1-نام حکومت چیست؟ انتخاب ملت هرچه باشدهمان است./

2-نام نویسی ، بطورآزادنمایندگان، باسواد (لیسانس یابالاتر) وباکفایت ومتولدایران درهررشته دانشگاهی./

3-کلیه صندوقهابانظارت نمایندگان سازمان ملل تائیدوبرسی خواهدشد./

4-بعدازدرآمدن نامهای نمایندگان مردمی باهرنوع افکاروگرایش وقومیت، نمایندگان درپستهای خودقرارمیگیرند./

5-شروع مجلس بایدوکلای مجلس قوانین به نفع ملت تدوین کنندکلیه مواضع موازی تعطیل یاادغام درهم میشود./

6-نوسازی خردمندانه دادگستری ازبنیان بوسیله قضات پاکدامن وشایسته ومستقل ازکلیه قواوبا مصونیت خاص./

7-آرتش اعم ازنیروی انتظامی ونیروی هوائی ونیروی زمینی ودریائی کلیه نیروهای تحت امرارتش، ورودش به سیاست وحزب ودسته گروه ممنوع است. حتی بعدازاستعفا./

8-ازانجائی که نیروهای دولتی ازملت حقوق دریافت میکنندبایستی درچهارچوبی که حقوق بشر اجازه میدهداحترام شهروندی ملت رامحترم بشمارند،اعم ازاداری انتظامی ارتشی اتش نشانی شهرداری کلیه حقوق بگیران دولت./

9-پوشیدن هرنوع لباس ونوشیدن هرنوع نوشیدنی ونگاه کردن هرکانال تلویزیونی آزاداست مگرملت بارفراندوم خودبه مجلس اجازه دهدکه به قانون تبدیل شود./

10-رئیس جمهوری بایستی اندیشه وطرحهای خودرابصورت کتبی به مجلس ارائه دهدپس ازتصویب شدن ودریافت هزینه ان ازخزانه بطورشایسته اجرانمایدوهرنوع اشکال درطرح که موجب ظروزیان ملت گردد.به دادگاه معرفی میشوند.

اگردولت فخیمه ایران قانون اساسی کشورراتغیرمیدهدوبندهایش رامحترم میشماردحاظرم رای دهم.

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

تخلف در پرونده اختلاس؛ «۱۱ نماینده شکایت از دولت را پیگیری نمی‌کنند»

مردمک

سه‌شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۱ | کد خبر: 65471

حسین نجابت، رئیس کمیسیون ویژه جهاد اقتصادی مجلس، گفته است که ۱۱ نماینده‌ امضاکننده نامه شکایت از دولت برسر پرونده اختلاس بانکی، به خاطر سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، این شکایت را پیگیری نمی‌کنند.

آقای نجابت به خبرگزاری فارس گفته است که با توجه به سخنان آیت‌الله خامنه‌ای درمورد این اختلاس بانکی و کمیسیون اصل ۹۰ که درحال رسیدگی به این موضوع است امضاکنندگان نامه شکایت از دولت تصمیم گرفتند که تا رسیدگی کامل کمیته ویژه کمیسیون اصل 90 به این مسئله و روشن شدن کامل مسائل، فعلاً نامه شکایت خود را پیگیری نکنند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۱۱ مهر در یک سخنرانی اعلام کرد که رسانه‌ها نباید بیش از این درباره موضوع فساد بانکی اخیر جنجال و هیاهو به پا کنند.

رهبر ایران گفت که عده‌ای می‌خواهنداز این ماجرا برای زیر سوال بردن مسئولان استفاده کنند، در حالی که مسئولان دولت، مجلس و قوه قضائیه مشغول انجام وظیفه هستند.

همزمان با سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مورد پرونده فساد میلیاردی در سیستم بانکی کشور، متن نامه ۱۱ نماینده به رئیس و هیئت رئیسه مجلس منتشر شد که در آن خواستار اعمال ماده ۲۳۳ آئین‌نامه قوه مقننه در مورد این پرونده شده‌اند.

حسین نجابت، نماینده تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان، ازجمله امضاکنندگان این شکایت است.

ماده ۲۳۳ آئین‌نامه داخلی مجلس، استیضاح رئیس‌جمهور یا هر یک از وزیران را به دلیل اقدام‌های خلاف قانون پیش‌بینی کرده است.

طبق ماده ۲۳۳ آئین‌نامه داخلی مجلس پس از شکایت ۱۰ نماینده از دولت به دلیل نقض قانون، کمیسیون مربوط مجلس به این شکایت رسیدگی و پس از ۱۰ روز درصورت وارد بودن تخلف، آن را به مجلس می‌فرستد؛ درصورت تائید این گزارش در مجلس موضوع خارج از نوبت در قوه قضائیه رسیدگی می‌شود.

پس از انتشار گزارش‌هایی درمورد احتمال دخالت دولت و مقامات دولتی در تخلف بانکی اخیر و درپی آن برکناری مدیران عامل برخی بانک‌ها، اجرای ماده ۲۳۳ آئين‌نامه داخلی مجلس مطرح شده است.

تخلف سه هزار میلیارد تومانی در سیستم بانکی که رسانه‌ها آن را«بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران» می‌نامند، ابتدا در شهریور ماه سال جاری فاش شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور که به عنوان ناظر ویژه قوه‌قضائیه بر پرونده تخلف مالی اخیر نظارت دارد، تاکید کرده که بانک مرکزی نیز یقیناً در این پرونده کوتاهی کرده است.

رئیس کل بانک مرکزی به پیشنهاد رئیس‌جمهور و با حکم او منصوب می‌شود.

آقای اژه‌ای گفته است که از قوه مجریه هم انتظار دارد که بررسی کند و ببیند که ساختار اشکال دارد یا مجری، تا آن را برطرف کند.

رئيس‌جمهور، وزیر امور اقتصادی و دارایی، وزیر بازرگانی، رئیس سازمان برنامه‌ریزی و مدیریت کشور و یک نفر از وزیران به انتخاب هیئت وزیران اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی را تشکیل می‌دهند.

هیئت رئیسه مجلس رسیدگی به پرونده اختلاس میلیاردی در سیستم بانکی کشور را به کمیسیون اصل
۹۰ سپرده است.

۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

دو نامه آیت الله دستغیب به آیت الله مهدوی کنی سپاه و بسیج حاکم بر سرنوشت مردم شده اند


مطلع هستید که قرار بر این بود، تا آنها که متصل به امام امت (رحمت‌الله) بوده و هستند از سر راه برداشته شوند. تخریب آقای هاشمی از ناحیه چه کسی بود؟ آیا غیر از سپاه و اطلاعات و نیروهای امنیتی انجام گرفت؟ آیا افرادی که به ظاهر مهر «فتنه» بر آنها زده می‌شود از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) نیستند؟ آنها به امام امت و قانون اساسی پای بند نیستند؟ آیا مسأله انتخابات هشتاد و هشت ریاست جمهوری منطقی و قانونی بود؟ آیا خواست مردم تأمین شد؟ آیا نباید آراء مردمی که به صحنه آمدند و رأی دادند حفظ شود، و قابل شمارش باشد؟ چرا مردم را قانع نکردند و تاکنون از ناحیه سپاه و دیگر ارگانهای نظامی مردم سرکوب گردیده‌اند و هیچ‌کس جوابگو نمی‌باشد؟ آیا اینها خارجی هستند، اینها وابسته به خارج می‌باشند؟ جناب آیت‌الله وحید خراسانی وابسته به بیگانه است؟ سایر مراجع منتقد وابسته به خارج هستند؟ شما ملاحظه بفرمائید که سپاه و بسیج چگونه به سرنوشت مردم مسلط شده که هیچ کس حق سخن گفتن ندارد. آیا این همه خلاف شرع ها که در زندان و امور مردم و تخلفات دیگر که بنا نیست همه آنها بیان شود صورت می‌گیرد، از ناحیه شورای نگهبان نیست؟ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود که حفظ رأی مردم و رسیدگی به شکایات آنها، و حذف نظارت استصوابی، و دخالت نکردن در انتخابات بود عمل می‌کرد، این مطالب صورت نمی‌گرفت. اگر شورای نگهبان گذاشته بود که مجلسین از افرادی باشند که مردم قبول دارند، چنین مجلسی می‌توانست در مقابل خلاف شرع ها و خلاف قانون ها بایستد. اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری انتخاب می‌کردند که متقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطلع از قرآن و سنت، و مطلع از مسائل سیاسی و مطلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملت به بار نمی‌آوردند. مثل اینکه فردی را می‌طلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید!

اختیارات در قوه قهریه سپاه جمع شده است. پیشنهاد می‌شود که برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایه، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی هیئتی تشکیل شود از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه و مسأله تخلّفات از قانون و خلاف شرع بررسی گردد که به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است. مساجد، حسینیّه‌ها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است.


در روزهای اخیر، دو نامه از آیت الله دستغیب (مقیم شیراز) منتشر شده که هر دو خطاب به آیت الله مهدوی کنی، رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری است. بخش عمده این دو نامه را ادامه می خوانید و خلاصه ای از آن را در صفحه اول پیک نت:


امیدواریم که ما از خواب غفلت و از خسران که دامن‌گیر همه می‌باشد خارج شده و از بندگان صالح قرار گیریم.

اما برای خارج شدن از خسران احتیاج به همت و حرکت است در غیر این صورت «لَفی خُسر» خواهد بود.

شما را به عنوان نماینده و رئیس مجلس خبرگان «مجتهدین» انتخاب کرده‌اند، وظیفه دارید که نسبت به مسائل جاری در مملکت و تطابق آنها با احکام اسلام رسیدگی کنید، به خصوص شخص حضرتعالی در مقام ریاست مجلس خبرگان باید اجتهادتان ظاهر شود و الا مسأله تقلید پیش می‌آید که با سابقه حوزویت جنابعالی و تدریس و تدرس فقه و اصول سازگار نیست.

مطالبی را به عنوان نمونه نسبت به خلاف شرع‌ها و خلاف ادب های صورت گرفته در مملکت از زبان یکی از اعضاء مجلس خبرگان جهت جبران و خروج از وضع موجود می‌شنوید:

آیا شما آنچه را در این مملکت به خصوص طول این دو سال بر ملت گذشته موافق با قرآن و سنت رسول‌الله (ص) می‌دانید؟ تاریخ گواهی می‌دهد که در حیات خبرگان خلاف شرع‌های بسیاری صورت گرفته، اما خبرگان عکس‌العملی نسبت به آن نشان نداده بلکه تأیید هم کرده‌اند، و اگر کسی بخواهد مطلب حق و منطقی و عقلی بیان کند شامل تمام اتهامات می‌شود که خود حضرتعالی به خوبی آگاه هستید.

جناب آقای مهدوی‌کنی، آیا شما نسبت به ریاست جمهوری نهم ملاحظه کردید، و تشکیل این جمعیت مورد نظر عده‌ای از خبرگان و مجلس شورای اسلامی و در رأس شورای نگهبان، شاهد بودید. حتماً شما هم این مسأله را به خوبی مطلع هستید که قرار بر این بود تا آنها که متصل به امام امت (رحمت‌الله) بوده و هستند از سر راه برداشته شوند! اینها مسأله مقدس مآبی نیست، آنچه اتفاق افتاده را نمی‌توان منکر شد.

خدا را در نظر بیاورید اینها تماماً فردای قیامت جلوی چشم ما است و باید جوابگو باشیم. شما از افراد صاحب نفوذ و اثر هستید و نمی‌توانید بگوئید از من کاری ساخته نیست.

انصاف دهیم در هنگام نامزدی آقای هاشمی‌رفسنجانی یعنی ریاست جمهوری نهم چه بر سر آقای هاشمی آوردند. یعنی در حقیقت بر سر امام امت(رحمت‌الله). تخریب آقای هاشمی از ناحیه چه کسی بود، آیا غیر از سپاه و اطلاعات و نیروهای امنیتی انجام گرفت؟ تخریب ایشان یعنی تخریب روحانیت. این را با چه منطقی می‌توان تطبیق داده و توجیه کرد؟ آیا برای بیرون کردن رقیب باید از بیت‌المال توسط نمایندگان اصل یکصدوده سرمایه‌گذاری شود تا آقای هاشمی رئیس‌جمهور نشود؟ اگر می‌گوئید اینطور نیست، پس بگذارید پرده‌ها کنار رود پیش از اینکه «یوم تبلی السرائر» گردد، خود جناب آقای هاشمی نسبت به تخلفات صورت گرفته در ریاست جمهوری نهم بیان کنند. شما نمی‌توانید بگوئید مطالب گذشته است، آبروی مؤمن در تمام زمان ها باید ملاحظه شود. و از همه مهم تر تأیید مجلس خبرگان نسبت به ریاست جمهوری آن شخص، که انسان چه بگوید آن هنگام که اجتهاد جای خود را با تقلید عوض کرده.

آیا اگر این مطالب در زمان خودش رسیدگی می‌شد این اتفاقات دو سال گذشته پیش می‌آمد؟ آیا شما نسبت به مناظره تلویزیونی هشتاد و هشت آقایان موسوی و کروبی که هر دو مؤمن و مورد نظر امام امت (رحمت‌الله) بودند، و اتهاماتی که به جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی و ناطق نوری زده شد بدون حق دفاع، هیچ مسئولیتی ندارید؟ آیا آبروی اسلام از بین برود، آبروی مؤمن از بین برود و مجلس خبرگان مهر تأیید بر آن بزند. این نیست جز اینکه اجتهاد از وضع خود خارج شده و معنای تقلید ظاهر گردیده.

آیا مسأله ریاست جمهوری دهم سال هشتاد و هشت همان برنامه مهندسی شده سال هشتاد و چهار نمی‌باشد، که بنا است افرادی که تابع نظر امام امت (رحمت‌الله) هستند از صحنه خارج شوند. اقوی دلیل وقوع شیء است.

آیا صحیح است که مجلس خبرگان تمام مخالفت‌های با قانون اساسی را بی‌ربط بداند و بدون نظر به شأن مجلس خبرگان که حافظ قانون اساسی است، مهر تأیید بر اوضاع زده و در مقام مداحی به تخریب افراد دامن بزند؟ آیا این اشخاص نمایندگان ملت هستند یا تابعین شورای نگهبان، چون اینها به خوبی مطلع از خلاف شرع ها و خلاف قانون‌های صورت گرفته در مملکت هستند.

آیا وقایع اتفاق افتاده هشتاد و هشت به بعد مورد تأیید شما است؟ آیا افرادی که به ظاهر مهر «فتنه» بر آنها زده می‌شود از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) نیستند؟ آنها به امام امت و قانون اساسی پای بند نیستند؟ آیا مسأله انتخابات هشتاد و هشت ریاست جمهوری منطقی و قانونی بود؟ آیا خواست مردم تأمین شد؟ آیا نباید آراء مردمی که به صحنه آمدند و رأی دادند حفظ شود، و قابل شمارش باشد؟

چرا مردم را قانع نکردند و تاکنون از ناحیه سپاه و دیگر ارگانهای نظامی مردم سرکوب گردیده‌اند و هیچ‌کس جوابگو نمی‌باشد؟

جناب آقای مهدوی‌کنی با همه این اوضاع وضع موجود را تأیید می‌کنید؟ آیا نه این است که قوام مجلس خبرگان، مراجع و علماء هستند، آیا آنها وضع موجود را تأیید می‌کنند؟ آیا اینها خارجی هستند، اینها وابسته به خارج می‌باشند؟ جناب آیت‌الله وحید خراسانی وابسته به بیگانه است؟ سایر مراجع منتقد وابسته به خارج هستند؟

اینجانب که فقط حرف حق آن هم در بیانیه‌ها و مجالس وعظ و بر طبق گزارشهای متواتر و بعضاً (کالعیان) بیان می‌کنم، باید مورد گفتارها و حرکات خلاف شرع و خلاف قانون و عقل و منطق قرار گیرم، آیا جواب حرف حق حمله به بیت که زن و فرزند در آن هستند و حمله به حوزه علمیه و مسجد قبا و حمله به شاگردان و طلاب اینجانب می‌باشد؟ آن هم از ناحیه فرماندهان سپاه و نماینده اصل یکصد و ده(رهبر)؟ و از همه اینها عجیب‌تر، هنگامی که به مقامات رجوع می‌شود به قوه قضائیه رجوع می‌شود که به مسجد و بیت حمله شده، در عوض رسیدگی، طلاب و مؤمنین نمازگزار را متهم کرده و می‌گویند چرا دفاع کردید، چرا مقاومت کردید! هیچ ارگانی حق رسیدگی ندارد، این از ناحیه سپاه و بسیج و . . . می‌باشد!

شما ملاحظه بفرمائید که سپاه و بسیج چگونه به سرنوشت مردم مسلط شده که هیچ کس حق سخن گفتن ندارد. طلاب حقیر که در اکثر مساجد و ادارات به اقامه نماز و ارشاد مشغول بوده‌اند، بیرون رانده‌اند، به اتهام اینکه اینها ضد ولایت فقیه هستند.

آیا این همه خلاف شرع ها که در زندان و امور مردم و تخلفات دیگر که بنا نیست همه آنها بیان شود صورت می‌گیرد، از ناحیه شورای نگهباننیست؟ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود که حفظ رأی مردم و رسیدگی به شکایات آنها، و حذف نظارت استصوابی، و دخالت نکردن در انتخابات بود عمل می‌کرد، این مطالب صورت نمی‌گرفت.

اگر شورای نگهبان گذاشته بود که مجلسین از افرادی باشند که مردم قبول دارند، می‌توانست در مقابل خلاف شرع ها و خلاف قانون ها بایستد.

اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری انتخاب می‌کردند که متقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطلع از قرآن و سنت، و مطلع از مسائل سیاسی و مطلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملت به بار نمی‌آوردند. مثل اینکه فردی را می‌طلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید!

پس تخلف از ناحیه شورای نگهبان می‌باشد که خبرگان موظف به تذکر می‌باشند، و الا همان تقلید است که بر اجتهاد مقدم شده. همان تسلط نیروهای نظامی و امنیتی بر حوزه‌های علمیه است که بنا دارند اجتهاد برچیده شود.

جناب آقای مهدوی‌کنی، آیا جرم افراد زندانی سیاسی چیست؟ چرا محکمه عادلانه بر حسب شرع و قانون صورت نمی‌گیرد؟ چرا اینها از حقوق اولیه خودشان بی‌بهره‌اند؟ آیا مخالفت با عقیده شخص مخالفت با قرآن و سنت است؟

اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تغییری در وضع مملکت صورت نگیرد و زندانیان آزاد نگردند و مطبوعات آزاد نگردند و قانون اساسی اجراء نگردد، آنگاه تنها خبری که از این خبرگان برداشت می‌شود این است که اعضاء آن اختیار و اجتهادی ندارند، و این همه خلاف شرعها را مجبورند تأیید کنند.

جناب آقای مهدوی‌کنی، این معنی بر کسی پوشیده نیست که جنابعالی بارها نسبت به جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی اعتراف داشتید که از ناحیه تقوی و علم و سیاست و در نهایت اداره خبرگان بر شما اولی است، آیا انتخاب شما از ناحیه اجتهاد بود یا تقلید؟

مردم ایران فهیم هستند، صبور هستند، قانع هستند، عالم و محترم هستند، اما تا چه حد باید این خلاف قانون‌ها را تحمل کنند، تا دیر نشده مردم را نسبت به جمهوری اسلامی آشتی دهید و کدورتها را بردارید که خداوند ارحم الراحمین است.

در خاتمه عرض شود که اینجانب هیچ امنیتی برای خود نمی‌بینم چون به بیت حمله شد، به حوزه و مسجد حمله شد، و سایت هایشان نسبت‌های خلاف واقع به حقیر دادند، عده‌ای از خبرگان هم که بنا دارند سکوت رعایت شود، به قوه قضائیه هم که شکایت شود که آن هم اختیاری ندارد، اختیارات در قوه قهریه سپاه جمع شده. بنابراین تکلیفی در حضور به مجلس خبرگان نمی‌بینم، و مطالب حق را به وسیله بیانیه به سمع مردم شریف می‌رسانم، انشاءالله. والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.


بیست و هفتم رمضان المبارک ۱۴۳۲



بسم‌الله الرحمن الرحیم


آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده می‌شود با اتّهام‌های واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیه‌السلام)؟

جرم آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی در چیست؟ آیا دفاع نکردن از خلاف قانون و خلاف شرع جرم است؟ شما خوب می‌دانید که آقای هاشمی معرّف رهبر بود و تا حال حاضر نیز مدافع ایشان است، و ناچار است خطرات را متذّکر شود.

آقای خاتمی با آن همه محبوبیّت در زمان ریاست جمهوری و کشف آن همه خلاف قانون و خلاف شرع و قدرت انتقام‌جوئی، اما جز محبّت و حفظ نظام و رهبری راهی نرفت. چهره مهر و محبّت اسلامی را در نظر مردم دنیا نشان داد. عزّت و سربلندی مردم مسلمان ایران را در تمام کشورها افزایش داد. مراجع عظام و روحانیّون والامقام را در دنیا رفعت بخشید. البته همه از برکات تربیّت امام عزیز بوده.

آقای کروبی به برکت امام راحل (رحمت‌الله) نگذاشت مجلس از استقلال و رأس امور بودن خارج شود و با شهامت تخلّفات از قانون و شرع را تذکّر داد.

آقای میرحسین موسوی که به عنوان نخست‌وزیر زمان امام (رحمت‌الله) مشهور شد جز امانت‌داری در انجام قانون و بیت‌المال مسلمین کاری نکرد، که بی‌جهت محبوب امام (رحمت‌الله) واقع نگردید.

می‌گویند حال فعلی ایشان تغییر کرده، ایشان در صدد براندازی نظام و یا تحریف آن و حذف رهبری هستند! می‌گویند قرائن و مدارک موجود است! خوب عقل و شرع و عرف حکم می‌کند که آنها را حاضر کند و آنها را با حفظ شخصیّت و اختیار حاضر کنید و ارائه دهید تا بتوانند آنچه که واقع است بگویند و حق روشن شود.

عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بی‌تفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!

حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، پیشنهاد می‌شود که برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایه، استقلال آزادی جمهوری اسلامی هیئتی تشکیل شود از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه و مسأله تخلّفات از قانون و خلاف شرع بررسی گردد. و رضایت مراجع عظام و علماء و فضلاء عدول فراهم گردد و اعاده حیثیّت از آنان بشود و بررسی شود به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است. مساجد، حسینیّه‌ها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است.

حوزه‌ها و مراکز علمی و فقهی که لازم است مستقل باشد و فقیه مستقل تحویل جامعه دهد در محدودیّت و کنترل شدید سپاه و نیروهای امنیّتی ظاهر و پنهان است. و هر کس پا را از خواسته‌های آنها فراتر گذاشت به احکام غلاظ و شداد که در قرآن و سنّت نیست محکوم می‌شود؟

۱۶/۶/۹۰

پیک نت ـ 10 مهر 1390


۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

نامه‌ی تاریخی آیت‌الله دستغیب به رئیس خبرگان: آقای مهدوی کنی! از چه نظامی دفاع می‌کنید؟ آیا این نظام با اینهمه تخلف، باز هم اسلامی است؟

» "برای بررسی تخلفات صورت‌گرفته از شرع و قانون، هیئت حقیقت‌یاب تشکیل دهید"

جمعه, ۸ مهر, ۱۳۹۰

چکیده :حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی! جنابعالی از چه نظامی دفاع می‌کنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، می‌فرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده می‌شود با اتّهام‌های واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیه‌السلام)؟...



آیت‌الله‌العظمی سید علی‌محمد دستغیب در نامه‌هایی به آیت‌الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان، به شدت از قانون‌شکنی‌های حاکمیت در دو سال اخیر انتقاد کرد و خواستار تشکیل یک کمیته‌ی حقیقت‌یاب مورد رضایت طرفین برای بررسی تخلفات صورت گرفته از شرع و قانون و نیز بررسی علت دخالت سپاه و نیروهای امنیتی در نهادهای مختلف اجتماعی و زندگی مردم شد.

به گزارش کلمه، آیت‌الله دستغیب که نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری است، در دو نامه که قبل و بعد از اجلاس اخیر مجلس خبرگان برای رئیس این مجلس ارسال کرده و در حال حاضر برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، موارد متعددی از تخلفات مسئولان نظام از قرآن و سنت و قانون اساسی به ویژه در دو سال اخیر را برشمرده و تاکید کرده است: اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تغییری در وضع مملکت صورت نگیرد و زندانیان آزاد نگردند و مطبوعات آزاد نگردند و قانون اساسی اجراء نگردد، آنگاه تنها خبری که از این خبرگان برداشت می‌شود این است که اعضاء آن اختیار و اجتهادی ندارند، و این همه خلاف شرعها را مجبورند تأیید کنند.

ایشان در نامه اول خود که در ۲۷ ماه مبارک ۱۴۳۲ (۵ شهریور ۱۳۹۰) نگاشته شده، با اشاره به اینکه امنیتی برای خود جهت حضور در جلسه مجلس خبرگان نمی‌بیند و لذا مطالب خود را به وسیله بیانیه به اطلاع مردم می‌رساند، به سوء استفاده انتخاباتی از بیت‌المال و حمله به مسجد قبا توسط «نمایندگان اصل یکصدوده» قانون اساسی اشاره کرده و پرسیده است: آیا شما آنچه را در این مملکت به خصوص طول این دو سال بر ملت گذشته موافق با قرآن و سنت رسول‌الله (ص) می‌دانید؟ تاریخ گواهی می‌دهد که در حیات خبرگان خلاف شرع‌های بسیاری صورت گرفته، اما خبرگان عکس‌العملی نسبت به آن نشان نداده بلکه تأیید هم کرده‌اند، و اگر کسی بخواهد مطلب حق و منطقی و عقلی بیان کند شامل تمام اتهامات می‌شود.

در نامه دوم نیز که به تاریخ ۱۶ شهریور (همزمان با آخرین روز اجلاس دهم خبرگان دوره‌ی چهارم) ارسال شده و آیت‌الله دستغیب ابراز امیدواری کرده که این نامه به دست آیت‌الله مهدوی کنی برسد و او هم به وظیفه‌ی شرعی و قانونی خود عمل کند، با اشاره به سوابق آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی، و اتهاماتی که به آنها وارد می‌شود، آمده است: عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بی‌تفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!

آیت‌الله دستغیب در این نامه همچنین در واکنش به اظهارات آیت‌الله مهدوی کنی که خواستار آن شده بود که مردم مدافع نظام باشند، پرسیده است: جنابعالی از چه نظامی دفاع می‌کنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، می‌فرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده می‌شود با اتّهام‌های واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیه‌السلام)؟

این مرجع تقلید مقیم شیراز در این نامه همچنین به حمایت از خاتمی، کروبی و موسوی پرداخته و درباره‌ی آنها نوشته است: آقای خاتمی با آن همه محبوبیّت در زمان ریاست جمهوری و کشف آن همه خلاف قانون و خلاف شرع و قدرت انتقام‌جوئی، اما جز محبّت و حفظ نظام و رهبری راهی نرفت. چهره مهر و محبّت اسلامی را در نظر مردم دنیا نشان داد. عزّت و سربلندی مردم مسلمان ایران را در تمام کشورها افزایش داد. مراجع عظام و روحانیّون والامقام را در دنیا رفعت بخشید. البته همه از برکات تربیّت امام عزیز بوده. آقای کروبی به برکت امام راحل (رحمت‌الله) نگذاشت مجلس از استقلال و رأس امور بودن خارج شود و با شهامت تخلّفات از قانون و شرع را تذکّر داد. آقای میرحسین موسوی که به عنوان نخست‌وزیر زمان امام (رحمت‌الله) مشهور شد جز امانت‌داری در انجام قانون و بیت‌المال مسلمین کاری نکرد، که بی‌جهت محبوب امام (رحمت‌الله) واقع نگردید.

ایشان یادآور شده است: جنابعالی به خاطر دارید که مردم ایران در ابتداء انقلاب سال پنجاه و هفت به تبعیّت از مراجع و علماء به حق، فریاد می‌زدند «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» که هر سه برگرفته از قرآن و سنّت و تکیه کلام مرحوم امام خمینی بود. متأسفانه وضعی پیش آمده که از آنچه می‌خواستند و فریاد می‌زدند و مدّتی میوه شیرین آن را یافتند، جز شبحی نمی‌بینند، و خود را جدا از آن می‌یابند.

نماینده استان فارس در مجلس خبرگان، در پایان نامه‌ی اخیر خود نیز پیشنهاد داده است که «برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایه‌ی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» هیئتی از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه تشکیل شود تا تخلفات صورت گرفته از قانون و خلاف شرع را بررسی کند و رضایت مراجع و علما و فضلا جلب و از آنها اعاده حیثیت شود. ایشان همچنین تاکید کرده است که این هیئت باید بررسی کند «به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است مساجد، حسینیّه‌ها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است. حوزه‌ها و مراکز علمی و فقهی که لازم است مستقل باشد و فقیه مستقل تحویل جامعه دهد در محدودیّت و کنترل شدید سپاه و نیروهای امنیّتی ظاهر و پنهان است. و هر کس پا را از خواسته‌های آنها فراتر گذاشت به احکام غلاظ و شداد که در قرآن و سنّت نیست محکوم می‌شود؟»

به گزارش کلمه، متن کامل دو نامه‌ی آیت‌الله دستغیب به رئیس مجلس خبرگان در ادامه می‌آید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

وَالعَصرِ اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ اِلّا الّذینَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحقِّ وَ تَواصَوا بالصَّبرِ

حضور محترم حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم

عبادت شما در این ماه مبارک رمضان «۱۳۹۰» هجری شمسی مطابق «۱۴۳۲» هجری قمری قبول باشد. به خداوند جلیل و غفار امیدواریم که ما را از خواب غفلت و از خسران که دامن‌گیر همه می‌باشد «وَالعَصرِ اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ» خارج نموده و از بندگان صالح قرار دهد «اِلّا الّذینَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ». اما برای خارج شدن از خسران احتیاج به همت و حرکت است در غیر این صورت «لَفی خُسر» خواهد بود.

شما را به عنوان نماینده و رئیس مجلس خبرگان «مجتهدین» انتخاب کرده‌اند، وظیفه دارید که نسبت به مسائل جاری در مملکت و تطابق آنها با احکام اسلام رسیدگی کنید، به خصوص از شخص حضرتعالی که در شبهای ماه مبارک رمضان مردم را به خداوند و پیغمبر (ص) و ائمه اطهار (ع) دعوت کرده و می‌کنید، تا گفتار و کردار مطابق باشد، شما در مقام ریاست مجلس خبرگان هستید باید اجتهادتان ظاهر شود و الا مسأله تقلید پیش می‌آید که با سابقه حوزویت جنابعالی و تدریس و تدرس فقه و اصول سازگار نیست.

مطالبی را به عنوان نمونه نسبت به خلاف شرع‌ها و خلاف ادب های صورت گرفته در مملکت از زبان یکی از اعضاء مجلس خبرگان جهت جبران و خروج از وضع موجود می‌شنوید: جناب آقای مهدوی‌کنی آیا شما آنچه را در این مملکت به خصوص طول این دو سال بر ملت گذشته موافق با قرآن و سنت رسول‌الله (ص) می‌دانید؟ تاریخ گواهی می‌دهد که در حیات خبرگان خلاف شرع‌های بسیاری صورت گرفته، اما خبرگان عکس‌العملی نسبت به آن نشان نداده بلکه تأیید هم کرده‌اند، و اگر کسی بخواهد مطلب حق و منطقی و عقلی بیان کند شامل تمام اتهامات می‌شود که خود حضرتعالی به خوبی آگاه هستید.

جناب آقای مهدوی‌کنی، آیا شما نسبت به ریاست جمهوری نهم ملاحظه کردید، و تشکیل این جمعیت مورد نظر عده‌ای از خبرگان و مجلس شورای اسلامی و در رأس شورای نگهبان، شاهد بودید. حتماً شما هم این مسأله را به خوبی مطلع هستید که قرار بر این بود تا آنها که متصل به امام امت (رحمت‌الله) بوده و هستند از سر راه برداشته شوند! اینها مسأله مقدس مآبی نیست، آنچه اتفاق افتاده را نمی‌توان منکر شد.

خدا را در نظر بیاورید اینها تماماً فردای قیامت جلوی چشم ما است و باید جوابگو باشیم. شما از افراد صاحب نفوذ و اثر هستید و نمی‌توانید بگوئید از من کاری ساخته نیست.

انصاف دهیم در هنگام نامزدی آقای هاشمی‌رفسنجانی یعنی ریاست جمهوری نهم چه بر سر آقای هاشمی آوردند. یعنی در حقیقت بر سر امام امت(رحمت‌الله) تخریب آقای هاشمی از ناحیه چه کسی بود، آیا غیر از سپاه و اطلاعات و نیروهای امنیتی انجام گرفت. تخریب ایشان یعنی تخریب روحانیت. این را با چه منطقی می‌توان تطبیق داده و توجیه کرد! آیا برای بیرون کردن رقیب باید از بیت‌المال توسط نمایندگان اصل یکصدوده سرمایه‌گذاری شود تا آقای هاشمی رئیس‌جمهور نشود؟ اگر می‌گوئید اینطور نیست، پس بگذارید پرده‌ها کنار رود پیش از اینکه «یوم تبلی السرائر» گردد، خود جناب آقای هاشمی نسبت به تخلفات صورت گرفته در ریاست جمهوری نهم بیان کنند. شما نمی‌توانید بگوئید مطالب گذشته است، آبروی مؤمن در تمام زمانها باید ملاحظه شود. و از همه مهم تر تأیید مجلس خبرگان نسبت به ریاست جمهوری آن شخص، که انسان چه بگوید آن هنگام که اجتهاد جای خود را با تقلید عوض کرده.

آیا اگر این مطالب در زمان خودش رسیدگی می‌شد این اتفاقات دو سال گذشته پیش می‌آمد؟ آیا شما نسبت به مناظره تلویزیونی هشتاد و هشت آقایان موسوی و کروبی که هر دو مؤمن و مورد نظر امام امت (رحمت‌الله) بودند، و اتهاماتی که به جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی و ناطق نوری زده شد بدون حق دفاع، هیچ مسئولیتی ندارید؟ آیا آبروی اسلام از بین برود، آبروی مؤمن از بین برود و مجلس خبرگان مهر تأیید بر آن بزند. این نیست جز اینکه اجتهاد از وضع خود خارج شده و معنای تقلید ظاهر گردیده.

آیا مسأله ریاست جمهوری دهم سال هشتاد و هشت همان برنامه مهندسی شده سال هشتاد و چهار نمی‌باشد، که بنا است افرادی که تابع نظر امام امت (رحمت‌الله) هستند از صحنه خارج شوند. اقوی دلیل وقوع شیء است.

شاید گفته شود اینها موافق نظر اصل یکصدوده نمی‌باشد. گفته می‌شود اصل یکصد و ده نباید تابع قانون اساسی باشد، هنگامی که قانون چنین اشخاصی را تأیید کرده، آیا صحیح است از پول بیت‌المال جهت تخریب آنها خرج کرد، و اینگونه رقیب را از صحنه خارج نمود، و تمام آراء و بندهای قانون را زیر پا گذاشت؟

آیا صحیح است که مجلس خبرگان تمام مخالفت‌های با قانون اساسی را بی‌ربط بداند و بدون نظر به شأن مجلس خبرگان که حافظ قانون اساسی است، مهر تأیید بر اوضاع زده و در مقام مداحی به تخریب افراد دامن بزند؟ آیا این اشخاص نمایندگان ملت هستند یا تابعین شورای نگهبان، چون اینها به خوبی مطلع از خلاف شرع ها و خلاف قانون‌های صورت گرفته در مملکت هستند.

آیا وقایع اتفاق افتاده هشتاد و هشت به بعد مورد تأیید شما است؟ آیا افرادی که به ظاهر مهر «فتنه» بر آنها زده می‌شود از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) نیستند؟ آنها به امام امت و قانون اساسی پای بند نیستند؟ آیا مسأله انتخابات هشتاد و هشت ریاست جمهوری منطقی و قانونی بود؟ آیا خواست مردم تأمین شد؟ آیا نباید آراء مردمی که به دستور امام امت به صحنه آمدند و رأی دادند حفظ شود، و قابل شمارش باشد؟

چرا مردم را قانع نکردند و تاکنون از ناحیه سپاه و دیگر ارگانهای نظامی مردم سرکوب گردیده‌اند و هیچ‌کس جوابگو نمی‌باشد؟

جناب آقای مهدوی‌کنی با همه این اوضاع وضع موجود را تأیید می‌کنید؟ آیا نه این است که قوام مجلس خبرگان، مراجع و علماء هستند، آیا آنها وضع موجود را تأیید می‌کنند؟ آیا اینها خارجی هستند، اینها وابسته به خارج می‌باشند؟ جناب آیت‌الله وحید خراسانی وابسته به بیگانه است؟ سایر مراجع منتقد وابسته به خارج هستند؟

اینجانب که فقط حرف حق آن هم در بیانیه‌ها و مجالس وعظ و بر طبق گزارشهای متواتر و بعضاً (کالعیان) بیان می‌کنم، باید مورد گفتارها و حرکات خلاف شرع و خلاف قانون و عقل و منطق قرار گیرم، آیا جواب حرف حق حمله به بیت که زن و فرزند در آن هستند و حمله به حوزه علمیه و مسجد قبا و حمله به شاگردان و طلاب اینجانب می‌باشد؟ آن هم از ناحیه فرماندهان سپاه و نماینده اصل یکصد و ده؟ و از همه اینها عجیب‌تر، هنگامی که به مقامات رجوع می‌شود به قوه قضائیه رجوع می‌شود که به مسجد و بیت حمله شده، در عوض رسیدگی، طلاب و مؤمنین نمازگزار را متهم کرده و می‌گویند چرا دفاع کردید، چرا مقاومت کردید! هیچ ارگانی حق رسیدگی ندارد، این از ناحیه سپاه و بسیج و . . . می‌باشد!

شما ملاحظه بفرمائید که سپاه و بسیج چگونه به سرنوشت مردم مسلط شده که هیچ کس حق سخن گفتن ندارد. طلاب حقیر که در اکثر مساجد و ادارات به اقامه نماز و ارشاد مشغول بوده‌اند، بیرون رانده‌اند، به اتهام اینکه اینها ضد ولایت فقیه هستند.

آیا این همه خلاف شرع ها که در زندان و امور مردم و تخلفات دیگر که بنا نیست همه آنها بیان شود صورت می‌گیرد، از ناحیه شورای نگهبان نیست؟ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود که حفظ رأی مردم و رسیدگی به شکایات آنها، و حذف نظارت استصوابی، و دخالت نکردن در انتخابات بود عمل می‌کرد، این مطالب صورت نمی‌گرفت.

اگر شورای نگهبان گذاشته بود که مجلسین از افرادی باشند که مردم قبول دارند، می‌توانست در مقابل خلاف شرع ها و خلاف قانون ها بایستد.

اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری انتخاب می‌کردند که متقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطلع از قرآن و سنت، و مطلع از مسائل سیاسی و مطلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملت به بار نمی‌آوردند. مثل اینکه فردی را می‌طلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید!

پس تخلف از ناحیه شورای نگهبان می‌باشد که خبرگان موظف به تذکر می‌باشند، و الا همان تقلید است که بر اجتهاد مقدم شده. همان تسلط نیروهای نظامی و امنیتی بر حوزه‌های علمیه است که بنا دارند اجتهاد برچیده شود.

جناب آقای مهدوی‌کنی، آیا جرم افراد زندانی سیاسی چیست؟ چرا محکمه عادلانه بر حسب شرع و قانون صورت نمی‌گیرد؟ چرا اینها از حقوق اولیه خودشان بی‌بهره‌اند؟ آیا مخالفت با عقیده شخص مخالفت با قرآن و سنت است؟

اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تغییری در وضع مملکت صورت نگیرد و زندانیان آزاد نگردند و مطبوعات آزاد نگردند و قانون اساسی اجراء نگردد، آنگاه تنها خبری که از این خبرگان برداشت می‌شود این است که اعضاء آن اختیار و اجتهادی ندارند، و این همه خلاف شرعها را مجبورند تأیید کنند.

جناب آقای مهدوی‌کنی، این معنی بر کسی پوشیده نیست که جنابعالی بارها نسبت به جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی اعتراف داشتید که از ناحیه تقوی و علم و سیاست و در نهایت اداره خبرگان بر شما اولی است، آیا انتخاب شما از ناحیه اجتهاد بود یا تقلید؟

مردم ایران فهیم هستند، صبور هستند، قانع هستند، عالم و محترم هستند، اما تا چه حد باید این خلاف قانون‌ها را تحمل کنند، تا دیر نشده مردم را نسبت به جمهوری اسلامی آشتی دهید و کدورتها را بردارید که خداوند ارحم الراحمین است.

در خاتمه عرض شود که اینجانب هیچ امنیتی برای خود نمی‌بینم چون به بیت حمله شد، به حوزه و مسجد حمله شد، و سایت هایشان نسبت‌های خلاف واقع به حقیر دادند، عده‌ای از خبرگان هم که بنا دارند سکوت رعایت شود، به قوه قضائیه هم که شکایت شود که آن هم اختیاری ندارد، اختیارات در قوه قهریه سپاه جمع شده. بنابراین تکلیفی در حضور به مجلس خبرگان نمی‌بینم، و مطالب حق را به وسیله بیانیه به سمع مردم شریف می‌رسانم، انشاءالله. والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.

سید علی محمد دستغیب
بیست و هفتم رمضان المبارک ۱۴۳۲

بسم‌الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم

غرض از تصدیع تذکر به مطالبی است که یادآوری آنها خوب است. جنابعالی در سن پختگی و تدبیر و خارج کردن حبّ دنیا هستند که از این جهت شایسته تبریک است.

حضرتعالی که مشهور به تقوا و تعهّد هستید به خوبی می‌دانید که دفاع از حق در هر زمان و مکان بر مؤمن به خصوص مجتهد لازم است بلکه از وظائف مجتهد است که «و ما علی الرسول الّا البلاغ» حق همان قرآن و سنّت است و عامل به آن دو و مدافع آنها حق و متّقی است، و غیر آن بیراهه است.

جنابعالی به خاطر دارید که مردم ایران در ابتداء انقلاب سال پنجاه و هفت به تبعیّت از مراجع و علماء به حق، فریاد می‌زدند «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» که هر سه برگرفته از قرآن و سنّت و تکیه کلام مرحوم امام خمینی بود. متأسفانه وضعی پیش آمده که از آنچه می‌خواستند و فریاد می‌زدند و مدّتی میوه شیرین آن را یافتند، جز شبحی نمی‌بینند، و خود را جدا از آن می‌یابند.

حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی شما وظیفه سنگینی را به عهده گرفتید، و مسئولیت خطیری به عهده شما است، و آن سعی و کوشش در پیاده شدن احکام الهی است که تخلف از آن مسؤول عندالله می‌باشید. جنابعالی از چه نظامی دفاع می‌کنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، می‌فرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟

که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده می‌شود با اتّهام‌های واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیه‌السلام)؟

جرم آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی در چیست؟ آیا دفاع نکردن از خلاف قانون و خلاف شرع جرم است؟ شما خوب می‌دانید که آقای هاشمی معرّف رهبر بود و تا حال حاضر نیز مدافع ایشان است، و ناچار است خطرات را متذّکر شود.

آقای خاتمی با آن همه محبوبیّت در زمان ریاست جمهوری و کشف آن همه خلاف قانون و خلاف شرع و قدرت انتقام‌جوئی، اما جز محبّت و حفظ نظام و رهبری راهی نرفت. چهره مهر و محبّت اسلامی را در نظر مردم دنیا نشان داد. عزّت و سربلندی مردم مسلمان ایران را در تمام کشورها افزایش داد. مراجع عظام و روحانیّون والامقام را در دنیا رفعت بخشید. البته همه از برکات تربیّت امام عزیز بوده.

آقای کروبی به برکت امام راحل (رحمت‌الله) نگذاشت مجلس از استقلال و رأس امور بودن خارج شود و با شهامت تخلّفات از قانون و شرع را تذکّر داد.

آقای میرحسین موسوی که به عنوان نخست‌وزیر زمان امام (رحمت‌الله) مشهور شد جز امانت‌داری در انجام قانون و بیت‌المال مسلمین کاری نکرد، که بی‌جهت محبوب امام (رحمت‌الله) واقع نگردید.

می‌گویند حال فعلی ایشان تغییر کرده، ایشان در صدد براندازی نظام و یا تحریف آن و حذف رهبری هستند! می‌گویند قرائن و مدارک موجود است! خوب عقل و شرع و عرف حکم می‌کند که آنها را حاضر کند و آنها را با حفظ شخصیّت و اختیار حاضر کنید و ارائه دهید تا بتوانند آنچه که واقع است بگویند و حق روشن شود.

عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بی‌تفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!

حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، پیشنهاد می‌شود که برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایه، استقلال آزادی جمهوری اسلامی هیئتی تشکیل شود از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه و مسأله تخلّفات از قانون و خلاف شرع بررسی گردد. و رضایت مراجع عظام و علماء و فضلاء عدول فراهم گردد و اعاده حیثیّت از آنان بشود و بررسی شود به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است مساجد، حسینیّه‌ها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است.

حوزه‌ها و مراکز علمی و فقهی که لازم است مستقل باشد و فقیه مستقل تحویل جامعه دهد در محدودیّت و کنترل شدید سپاه و نیروهای امنیّتی ظاهر و پنهان است. و هر کس پا را از خواسته‌های آنها فراتر گذاشت به احکام غلاظ و شداد که در قرآن و سنّت نیست محکوم می‌شود؟

امید است این نامه به دست شما برسد و به وظیفه شرعی و قانونی خویش عمل کنید.

سید علی محمد دستغیب
۱۶/۶/۹۰