Posted اوت 13, 2015 by tohfeyegarmsar in Uncategorized. نوشتن دیدگاه
هر چند که با تهاجمات تازیان مسلمان، به سرزمین های ایران، فصل دیگری از زوال اندیشه گری در جوامع ایران آغاز گردیده بود، اما هفت قرن بعد از آن، کاری ترین ضربه با تشکیل حکومت مذهبی صفویه توسط شاهان صوفی صفوی و همکاری ملایان شیعه تحت القاب جعلی مجتهد و عالم مذهبی، با ترویج و گسترش مذهب شیعۀ اثنی عشری بر توان وقدرت خردگرائی جامعه ایران وارد شد، که عواقب نحس آن تا بامروز دامان عرصۀ اعتقادی مردم ایران را رها نکرده. نادر شاه افشار برای مدتی تلاش کرد تا این بلا را از سرزمینهای ایران براندازد، اما عمرش چندان طولانی نبود، و مفتخوران مذهبی بار دیگر در کنار شاهان نامشروع قاجار سفرۀ مفتخوری خود را بر پهنۀ ایران گستردند. در نیمۀ قرن نوزدهم میلادی، اروپائیان بر اثر پیشرفت علم، اختراعات و اکتشافاتی کردند که چهره جهان را یکسره دگرگون کرد، و بدینصورت موفق شدند راه رشد را در پیش گیرند. نه آنکه فرهنگ آنان برتر از شرق و ایرانیان بود، بلکه بدلیل اینکه اولا مردمانشان دست از اعتقادات خرافی و مهملات دینی سیاسی شسته، و در جادۀ خردگرائی گام برداشتند، ثانیا دست مبلغان دینی بشکل کامل از زندگی مردم و اقتصاد عمومی جامعه کوتاه گردیده بود. نتیجتا کشورهایی که مانع پیشرفت علم شدند بازندگان این دوران بودند. از جمله ایران از قافله تمدن عقب ماند و جزو کشورهای زیان دیده شد، زیرا در نتیجه تعصب و کهنه پرستی، نفوذ مبلغان واپسگرا در این کشور افزایش یافت، و ریشه اندیشه گری در این سرزمین خشک شد. به گفته ژاک موریه، منشی سفارت انگلیس در سیاحت نامه اش، مبلغان شیعۀ اثنی عشری همواره واهمه داشتند که ایجاد یک قشون منظم برای ایران، مستلزم ارتباط با بیگانگان است. این ارتباطات می توانست خیلی زود نه تنها باعث تغییر عقاید مردم شود، بلکه حتا نوع لباس آنها را هم عوض کند، که این از هیچ جهت به نفع مبلغان مفتخور فاقد هرگونه تولید و کار مناسب نبود. می گویند تحت تلقینات متحجرانۀ ملایان در زمان قاجار، یکی از شرائط فرستادن دانش آموزان به انگلیس این بود که به هیچ عنوان از لباس مرسوم در اروپا استفاده ننمایند و از پوشاک متداول در ایران آن زمان استفاده کنند. که این دستور برای دانش آموزان مشکلاتی در لندن به وجود آورده بود.
در دوران فتح علی شاه قاجار، ایران بین دو قدرت روسیه و انگلیس گرفتار شده بود. ثروت بیکران هند مورد نظر دُوَل مقتدر آن زمان روسیه، انگلیس و فرانسه بود. برای اینکه دیگر رقیبان استعماری چشم طمع به هند داشتند، باید ایران را ناتوان می کردند. در سال 1814 میلادی، یعنی یک سال پس از خاتمه جنگ اول جهانی قراردادی در یازده فصل بین دولتین ایران و انگلیس بسته شد. در فصل اول این قرارداد ایران متعهد می شود، که به هیچ کشوری اجازه عبور از ایران به هندوستان را ندهد. در مقابل در فصل چهارم دولت انگلیس متعهد شده بود که اگر کشور ایران از طرف دولتهای دیگر مورد تجاوز قرار گیرد و دولت ایران از دولت انگلیس کمک بخواهد، با سرباز و اسلحه به کمک ایران بیایند و اگر امکان فرستادن نیرو ممکن نبود، سالانه 200 هزار تومان کمک مالی بنماید. اما در جنگ دوم ایران با روسیه که حدود دو سال به طول انجامید و نهایتاً منجر به عقد قرارداد ترکمن چای شد، که زیان های فراوانی چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی به ایران و ایرانی وارد آمد، دولت انگلیس به بهانه اینکه در جنگ ایران، با توجه به سخنان ابلهانۀ آخوندها شیعه و دادن حکم جهاد پیشقدم بوده، و دولت روس تقصیری در این جنگ نداشته از انجام تعهدات قرارداد خود سر باز زد. فتح علی شاه قاجار در نخستين جنگ بزرگ بين ايران و روسيه تزاری شکست خورد، و به معاهدۀ گلستان تن داد، و بخش های مهمی از خاک ايران به روسيه ملحق شد. اين شکست سياست مردان و روشنفکران ايران را به بازانديشی و چاره جويی بر انگيخت. عباس ميرزا وليعهد و فرمانده ارتش به همراه اغلب سياست مردان از جمله معتمدالدوله ، ميرزا عبدالوهاب و حاج ميرزا ابوالحسن خان، وزير دول خارجه، جنگ جديدي با روسيه را به نفع ايران نمي دانستند. شکست چشم آنان را بر ضعف و عقب ماندگي ايران گشوده، و عواقب شوم جنگي ديگر با روسيه تزاری را به آنان نشان داده بود. اغلب دولت مردان قاجار در اين روزگار بر آن بودند تا با پرهيز از جنگي که جز شکست نتيجه ای نداشت، سرمايه های انسانی و مالی را به جبران عقب ماندگی های کشور اختصاص دهند. اما مبلغان شیعه و دولت انگليس در دوران قاجار، با بهره گيري از عوامل نفوذی و مرتبط با خود در مراکز قدرت، مي کوشيد تا آتش جنگ و خصومت بين ايران و روسيه را دامن زده و کشور را به بن بست بکشانند.
یکی از توطئه هائی که کفه قدرت در دوران قاجار را به نفع مبلغان شیعه سنگین نمود، طرح مسئله نیابت امام از سوی آنان بود. با اینکه برخی از فرق شیعه نظیر فرقۀ زیدیه به نیابت امام اعتقادی ندارند، و فقط حق اجتهاد را از آن خود می دانند، اما ادعای نیابت و یا وکالت از طرف امام را برای خود قائل نيستند. اما مبلغان شیعۀ اثنی عشری با طرح اعتقاد به نیابت امام قدرت فوق العاده ای را برای خود قائل شدند. این نظریۀ فقهی آنها را قادر می ساخت تا هر نظری که از طرف آنها اظهار می شود، نظری مقدس و غیر قابل چون و چرا تلقی گردد، چون از طرف خداوند است و باید در جامعه اجرا شود. ضمن اینکه شیعیان موظف شدند برای انجام وظائف خود از مجتهد مذهبی تقلیدکنند. محمود محمود با اشاره به تاریخ منتظم ناصری، در مورد جنگ دوم ایران و روسیه می نویسد: اين جنگ قريب دو سال طول کشيد. در همه جا قشون ايران عقب نشيني کرد، و قشون روس جلو آمده تبريز را هم برحسب دعوت سکنه آن اشغال نمودند، و از آنجا طهران را هم تهديد کردند. سکنه آذربايجان اين امتحان را کراراً در جنگ هاي بين ايران و عثماني داده اند. گاهي اتفاق افتاده که قشون هاي دولتي ناچار به تخليه تبريز شده اند، ولي سکنه تبريز از شهر دفاع نموده تسليم دشمن نشده اند، ولي دراين قضيه خود اهالي به پيشوايي مبلغان مذهبی خود روسها را بگرفتن تبريز دعوت نمودند، و آن ها را با سلام و صلوات وارد تبريز کردند. محمود می افزاید: جنگ ايران و روس که با فتواي سيد محمد اصفهاني، معروف به مجاهد، شروع شــد و آن چنـانکه خاتمـه يافـت يـک جنـگ عـادي نبـود، بـلـکه نـتـيجۀ پيش بيني هاي ماهرانه اي بود که قبلاً با استادي آنرا براي ايران تهيه نموده بودند، و نه تنها شکست قواي مادي آن منظور بوده، بلکه ميخواستند قواي معنوي آن را نيز براي هميشه محو نمايند، شرايطي که در معاهده ترکمان چاي گنجانيده شد، استقلال ايران را به طور کلی از بين برد و آنچه که باقی مانده اسمی بود و بس.
اوژن اوین که در سال 1906 میلادی در هیئت سفارت فرانسه به ایران آمد بود می نویسد: در ایران به نسبت روزافزونی بر تعداد سیدان که به حق و یا ناحق خود را از اولاد علی می دانند و این سرزمین را پناهگاه مطلوبی برای خود یافته اند اضافه می شود. یا ساموئل گرین اولین سفیر آمریکا در ایران در عهد ناصرالدین شاه می نویسد: عده سادات مازندران زیاد است. در ایران عمامه سیاه یا سبز می گذارند و این امتیاز را جز سادات احدی ندارد. در عهد ناصرالدین شاه شعبه مخصوصی از وزارت عدلیه مقرر شده بود که امور سادات را وارسی کند. اینها همه تحت تبلیغات مذهبی مبلغان شیعه صورت گرفته بود، از سوی دیگر شاهان قاجاریه بدلائل عدم مشروعیت برای سلطنت، ناچار بودند تا در زیر سایۀ مبلغان مذهبی شیعه به زندگی سیاسی استمرار ببخشند. مبلغان مذهبی هم چون شرایط سیاسی کشور را مناسب دخالتهای خود می دیدند، هرگز دست رد بر سینه شاهان قاجار نمی زدند.