کروبی وموسوی راآزادکنید

کروبی وموسوی راآزادکنید

۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

کلانتری زنگ خطر بحران آب را نواخت: کشور به روزی افتاده که راه برگشت هم نداریم


عیسی کلانتری در میانه دهه ۶۰ معاون وزیر بود و در دو کابینه اول و دوم اکبر هاشمی رفسنجانی و کابینه نخست محمد خاتمی، زمام وزارت کشاورزی را در دست داشت. او یکی از تکنوکرات‌های «بی‌تعارف» جمهوری اسلامی است که حرف‌هایش گاه صدای رهبری جمهوری اسلامی را هم درآورده است. مشاور معاون اول رئیس جمهوری ایران در امور آب، کشاورزی و محیط زیست، بارها نسبت به خطر افزایش جمعیت در زمانه‌ای که آبی برای سیر و سیراب کردن ایرانیان وجود نخواهد داشت، هشدار داده است؛ هشداری که او را در نقطه مقابل آیت‌الله خامنه‌ای قرار می‌دهد. رهبری جمهوری اسلامی معتقد است که جمعیت پایه کشور با توجه به منابع موجود باید ۱۵۰ میلیون نفر باشد، حال آنکه کلانتری بارها وضعیت نگران کننده ۵۰ میلیون نفر در سال‌های آینده گوشزد کرده است. او در پاسخ به نشریه جامعه پویا گفته است که «۵۰ میلیون نفر از ساکنان جنوب البرز و شرق زاگرس باید فکری به حال خودشان کنند. در آن مناطق کشاورزی وجود نخواهد داشت و زندگی در آن بسیار گران خواهد شد. از نظر آبی حتی آب شرب و صنعت بسیار گران‌تر از آن چیزی می‌شود که اکنون هست.» میزان استفاده از منابع آبی تجدیدپذیر در ایران، بسیار بالاتر از حد استاندارد جهانی است. آقای کلانتری در این مورد می‌گوید که "استفاده از ۹۷ درصد آب‌های سطحی مربوط به گذشته بوده" و اکنون اوضاع وخیم تر شده است. او می گوید که "در دنیا به غیر از شش یا هفت کشور بقیه بیش از ۴۰ درصد استفاده نمی‌کنند و هیچکدام به ۵۵ درصد هم نمی‌رسد" و فقط در ایران است که استفاده از این آبها تا این حد بالاست. وقتی در دهه‌های پیشین، جمعیت ایران تدریجاً فزون‌تر شد و مدیریت ۴۰٪ آب‌های تجدیدپذیر کفاف سیر کردن مردم را نداد، دولت عملاً چشمانش را بر غارت آب‌های زیرزمینی بست و به حکمرانان آب نیز مجوز دست‌کاری بیشتر در طبیعت را داد، تا حدی که سال‌های سال عنان آب‌های تجدیدپذیر در دستان وزارت نیرو و پیمان‌کارانی همچون قرارگاه خاتم‌الانبیا، سپاسد و مشاورانی چون مهاب قدس بود. کسانی که با عدد و رقم و مدیریت منابع آشنا هستند، نیک می‌دانند که اگر در ایران، میزان منابع تجدیدپذیر آب مدیریت شده به ۴۰٪ و کمتر از آن برسد، با توجه به شیوه‌های نادرست کشاورزی، تنها شکم بخش کوچکی از جمعیت را می‌توان سیر کرد. کلانتری زمانی به ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نوشته بود که «تولید کشاورزی ما توان این را ندارد که بیش از ۳۱ میلیون نفر را پوشش دهد». او در همین ارتباط به خبرنگار جامعه پویا می‌گوید: «اگر با روش بهره‌برداری موجود بخواهیم به ۴۰ درصد مصرف آب برسیم، حدود ۲۰ میلیون نفر را می‌توانیم پوشش دهیم. اگر بهره‌وری موجود را سه برابر کنیم و ۴۰ درصد از آب تجدیدپذیر استفاده کنیم، ۴۱ میلیون نفر را پوشش می‌دهیم. اگر ۵۰ درصد آب را استفاده کنیم و بهره‌وری را سه برابر کنیم، در ۱۵ سال برای ۵۵ میلیون نفر غذا تولید می‌کنیم اما این غیرممکن است زیرا اگر بخواهیم بهره‌وری را سه برابر کنیم، باید بالای صد میلیارد دلار در حوزه کشاورزی سرمایه‌گذاری کنیم.» این در حالی است که رهبری جمهوری اسلامی بدون توجه به میزان منابع آب و کاهش میزان بارندگی سالانه، انتظار دارد ایران در تولید محصولات استراتژیک خودکفا شود. از چهار دهه پیش، کارشناسان مدیریت منابع آب می‌دانستند که خاورمیانه در دهه‌های نخست قرن ۲۱ دچار مشکلات فراوانی خواهد شد، و طرح بحث آب مجازی نیز بی‌ارتباط با همان پیشبینی‌هایی نبود که امروزه به واقعیت پیوسته است. بیست سال پیش، دکترآنتونی آلن گفته بود که حاکمان خاورمیانه باید با توجه میزان آبی که صرف تولید محصولات مختلف می‌شود، برای نجات منابع آب‌ کشورهای‌شان وارد کننده خوار و بار باشند. این کلام یک استاد انگلیسی می‌تواند از منظر یک رهبر انقلابی، بسیار «استعمارگرانه» و «استثماری» به‌نظر برسد، اما واقعیت این است که وقتی برای تولید خوار و بار در برخی کشورهای پرآب، آب کمتری مصرف می‌شود، اولویت تغییر ساختار کشت و زرع و تولید به سمتی است که با کمترین آب بتوان بیشترین سود را برد. وقتی مدیران کشاورزی بدانند که از ابتدا تا انتهای تولید یک محصول چقدر آب مصرف شده، بر همان اساس هم می‌توانند با روش‌های ترویجی، به کشاورزان هم بیاموزند که چه بکارند و چه به عمل آورند. اما سیاست‌های ایران در طی سه دهه اخیر چگونه بوده است؟ گفته می شود که ایران چهارمین تولید کننده هندوانه در جهان است و به دیگر کشورها هندوانه ایرانی صادر می‌کنیم. اما علیرضا رجائی مدیر عامل مرکز توسعه خواهرشهرهای ایران می‌گوید: «طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی، ایران با تولید سالانه بیش از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تن هندوانه در رتبه چهارم جهان قرار داشته و با صادرات ۱۰۰ هزار تن هندوانه سالانه بیش از ۵۰ میلیارد متر مکعب آب به خارج از کشور بدون در نظر گرفتن قیمت و ارزش آب صادر می‌شود.» این رقم اگر با میزان کل آب‌های تجدیدپذیر سالانه ایران مقایسه شود، نگران کننده‌تر خواهد بود، این میزان هم‌اکنون به ۹۷ میلیارد متر مکعب در سال رسیده است. بخش قابل توجهی از نیاز آبی کشاورزی ایران، از سفره‌های آب زیرزمینی تأمین می‌شود. به خاطر نبود نظارت دقیق، حجم زیادی از منابع آب زیرزمینی به خاطر کشت بدون منطق به هدر رفته است. آقای کلانتری می‌گوید: «در زمان نخست‌وزیری موسوی دو میلیارد متر مکعب از مخازن زیرزمینی استفاده غیر مجاز کردیم. در زمان هاشمی این رقم شد ۱۲ میلیارد متر مکعب. در زمان خاتمی حدود ۳۰ میلیارد مترمکعب به آب‌های زیرزمینی تجاوز کردیم. در زمان احمدی‌نژاد ۷۷ میلیارد متر مکعب اضافه برداشت کردیم و اکنون هم سالانه چیزی حدود ۱۲ میلیارد متر مکعب اضافه‌برداشت داریم. باور کنید اینها تمام‌شدنی است.» کلانتری در باره وضعیت نگران کننده آب‌های زیرزمینی استان‌هایی که زمانی بزرگ‌ترین تولید کنندگان گندم بوده‌اند می‌گوید که ۶۰ میلیارد متر مکعب از ۹۷ میلیارد متر مکعب آب مصرفی کشور از زیر زمین می‌آید که تجدیدپذیری‌اش ۳۳٪ است. دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه، از زنده کردنش ناامید شده و مساله را به عدم مدیریت آب‌های زیرزمینی کل منطقه می‌کشاند و می‌گوید: «شما بیشتر از دو برابر از زمین آب بر می‌دارید...وقتی زمین فرونشست می‌کند، جای ذخیره هم ندارد، حالا بارندگی ۱۰ برابر هم بشود، فایده‌ای ندارد، زیرا آب جاری می‌شود و آب جاری هم سرعت و شدت کم می‌شود...بارندگی ما ۱۵٪ کم شده اما روان‌آب‌های ما ۵۰٪ در رودخانه‌ها کم شده است. آب‌ها در حال شور شدن است و کیفیت هم‌زمان با کمیت با شدت در حال کم شدن است، اینها فجایعی است که این سرزمین در انتظار آن است.» کلانتری با احتیاط اضافه می‌کند: «فکر می‌کنم دیگر دیر شده و روز به‌روز هم دیرتر می‌شود. زمان اقدام موثر ۱۰ سال پیش بود.» وزیر اسبق کشاورزی، بحث انتقال آب از دریا را «فانتزی» می‌خواند. این درست برخلاف نظر حسن روحانی و قرارگاه خاتم‌الانبیا است. کلانتری اینک در موقعیتی است که راحت‌تر می تواند انتقاد: «بخش عمده‌ای از طرح‌هایی مانند انتقال آب دریای خزر به سمت مرکز کشور و... سیاسی و فانتزی است. مگر چقدر می‌توانند آب انتقال دهند؟ این کار حتی فاجعه را به تأخیر هم نمی‌اندازد. متأسفانه در این کشور مسئله آب، هم سیاسی شده، هم گم شده. نسخه‌نویسان کسانی هستند که متخصص نیستند. هر کسی هم از جایش بلند می‌شود، دخالت می‌کند. در مجلس سدی می‌سازند، پولی می‌گذارند و آبی جابه‌جا می‌شود. سیاست آب محلی شده‌ است. ما سیاست‌گذاری آب را در چارچوب سیاست‌های مرزهای استانی آورده‌ و آن را محلی کرده‌ایم. حوضه آبخیز و آبریز را تقسیم کرده‌ایم. چهار استان را تقسیم بر چهار کرده‌ایم. هفت استان را تقسیم بر هفت کرده‌ایم. هر کسی هم برای خودش تصمیم می‌گیرد. استاندار و نماینده و هر دولتی برای خودش تصمیمی می‌گیرد. احمدی‌نژاد به فیروزکوه رفت و گفت اصلا آب‌های منفی یعنی چه؟ تراز منفی یعنی چه؟ منطقه ممنوعه یعنی چه؟ هر کس هر جا خواست چاه بزند و برداشت کند، بسیار بد و نابخردانه عمل کرد. کشور به روزی افتاده که راه برگشت هم نداریم. الان در اوج بحران هستیم.» او از سیاست‌های دولت آقای روحانی در حوزه آب هم تلویحا انتقاد می‌کند: «آقای روحانی تصمیم‌های عاقلانه‌ای در این حوزه گرفته اما وقتی منابع زیرزمینی خشک می‌شود، کسی نمی‌بیند. توفان نمک هم روی زمین مشاهده نمی‌شود تا همگان متوجه عمق فاجعه شوند. آب آهسته‌آهسته کم می‌شود. شما می‌بینید به‌ مرور زمان ۱۰۰ لیتر می‌شود ۹۵ لیتر و.... مانند بزرگ‌ شدن کودک، تدریجی است و دست آخر می‌بینید آبی وجود ندارد.» آقای کلانتری، برخلاف سیاسیون دیگر، بی‌توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، واقعیت را پنهان نمی‌کند و از معدود مدیران ارشد پیشین است که به اشتباه بودن سیاست‌های پیشین اعتراف کرده است. اما او به یک واقعیت مهم بی‌توجه است: او فراموش می‌کند که منابع عظیم آبرفت‌ در مخروط افکنه‌های حائل میان رشته کوه‌های زاگرس و البرز و بینالود و ایران مرکزی با کویرها و کفه‌های بیابانی می‌توانند بخش قابل توجهی از بارش سالانه را با روش ایرانیان باستان ذخیره کنند. بر اساس محاسبات، از ۴۲ میلیون هکتار آبرفت درشت‌دانه، ۱۴/۸ میلیون هکتارش برای ذخیره‌سازی آب بارش‌های گاه و بیگاه، بسیار مناسب است و می‌تواند چند برابر آب‌های تجدیدپذیر را در دراز مدت ذخیره کند. ایرانیان باستان می‌دانستند که ارزش آبرفت‌ها چیست و توانستند با اختراع قنات، منابع عظیم آب‌های زیرزمینی را مدیریت کنند. گویی اجداد ما می‌دانستند که توسعه پایدار چیست، بی‌آنکه درسش را خوانده باشند، اما تکنوکرات‌ها هم توسعه پایدار را فراموش کردند و هم شناخت منابع واقعی ایران‌زمین‌ را.

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

گروهی از فعالان مدنی خواستار آزادی عبدالفتاح سلطانی شدند


جمعی از فعالان مدنی و اجتماعی در نامه‌ای به صادق آملی لاریجانی‌، رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی مشروط عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر شده‌اند. جمع‌آوری امضای این نامه همچنان ادامه دارد. گروهی از فعالان مدنی و اجتماعی با تدوین نامه‌ای خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از او خواسته‌اند زمینه‌‌ی آزادی عبدالفتاح سلطانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین را فراهم آورد. به گزارش سایت "کلمه"، در این نامه از رئیس‌قوه قضائیه درخواست شده است "با توجه به اعیاد مبارک و شرایط ویژه پرونده جناب عبدالفتاح سلطانی، وکیل فعال حقوق بشر" نسبت آزادی او اقدامات لازمه را به عمل آورد. نویسندگان نامه در استدلال خود آورده‌اند که عبدالفتاح سلطانی بیش از نیمی از دوران محکومیت خود را گذرانده و مشمول قانون آزادی مشروط می‌شود. از سوی دیگر "شرایط جسمی دکتر سلطانی نامساعد بوده و او نیاز به خدمات پزشکی دارد". در این نامه خطاب به رئیس قوه قضائیه اشاره شده است به اینکه "از سه سال قبل پرونده ایشان جهت اعمال ماده ۱۸که نظر چهار قاضی خلاف شرع بودن حکم قبلی را تشخیص داده‌اند، در دفتر شما منتظر رسیدگی حضرت عالی است". عبدالفتاح سلطانی در ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ بازداشت شد و تا به امروز در زندان اوین به سر می‌برد. تقاضای اعاده دادرسی او تاکنون از سوی قوه قضائیه بی‌پاسخ مانده است. این فعال حقوق بشر و وکیل دادگستری نخست به ۱۸ سال زندان و بیست سال محرومیت از وکالت محکوم شد، اما این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۱۳ سال زندان کاهش یافت. در نهایت حکم آقای سلطانی در پی اعمال ماده ۱۳۴، به ده سال زندان و دو سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. مشارکت در تأسیس کانون مدافعان حقوق بشر و مصاحبه با رسانه‌ها در باره پرونده موکلانش، از جمله اتهام‌های آقای سلطانی بوده است. مائده سلطانی دختر عبدالفتاح سلطانی حدود یک سال پیش در نامه‌ای خطاب به دادستان تهران نسبت به "اقدامات غیرقانونی" دادستانی در مورد پدرش اعتراض کرده بود. به گفته او علاوه بر وجود سه مورد غیرقانونی در پرونده پدرش، مقامات زندان گاه و بیگاه مانع ملاقات این وکیل زندانی با همسرش هم می‌شوند. خانم سلطانی در گفت‌وگو با دویچه‌وله توضیح داد که مسئولان زندان اوین بدون ارائه هیچ توضیحی بعضی اوقات مانع ملاقات پدرش با اعضای خانواده می‌شوند و یا اسم همسر عبدالفتاح سلطانی را بدون توضیح از لیست ملاقات‌کننده‌ها حذف کرده و مانع دیدار پدر ومادرش می‌شوند. عبدالفتاح سلطانی وکیل و عضو کانون مدافعان حقوق بشر وکالت تعداد زیادی از پرونده‌های دارای جنبه حقوق بشری، مانند پرونده فعالان سیاسی، دانشجویان و روزنامه‌نگاران را بر عهده داشت. او در حال حاضر در زندان اوین به سر می‌برد و از بیماری قلبی در رنج است. گفت‌وگو با شیرین عبادی درباره مراسم "وکیل بدون حق"

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

ریو ۲۰۱۶؛ اعتراضات به حذف بهداد سلیمی


آقای سلیمی «عضو عراقی» هیئت داوران و «همسر» او را دلیل قبول نشدن حرکات دوضرب خود عنوان کرده‌است بهداد سلیمی در حرکت یک‌ضرب در دسته فوق سنگین وزنه‌برداری در المپیک ریو، با ثبت رکورد ۲۱۶ کیلوگرم رکورد جهان و المپیک را شکست، اما دواران حرکت‌های دوضرب او را رد کردند. حذف آقای سلیمی از مسابقات به اعتراضاتی انجامید که باعث شد پلیس به محل مسابقات فرستاده شود. سجاد انوشیروانی، سرمربی تیم ملی ایران گفته است حذف آقای سلیمی یک «دسیسه آشکار» بود. به گزارش خبرگزاری ایرنا، بهداد سلیمی، نیز گفته است «این‌ها همه به خاطر دشمنی بعضی با علی مرادی، رئیس فدراسیون از سوی بعضی آدم‌هایی است که در ژوری نشسته بودند و نخواستند من مدال بگیرم.» سلیمی، «عضو عراقی» هیئت داوران و «همسر» او را دلیل قبول نشدن حرکات دوضرب خود عنوان کرده‌است. او توضیحی در مورد آنچه «دشمنی» توصیف کرده و یا اتهام‌های خود به اعضای هیئت داوران نداده‌است. لاشا تالاخادزه، وزنه‌بردار گرجستانی که موفق به کسب مدال طلا شد، گفته است «خشم در سالن مشهود بود، ولی او اشتباه کرده بود و به همین دلیل ناکام ماند. من تمام عمرم می‌خواستم قهرمان المپیک بشوم، و شدم». به گزارش خبرگزاری فرانسه وزنه‌بردار ایرانی و مربی او چند دقیقه با هیئت داوران به بحث مشغول بودند و در همین زمان تماشاچیان ایرانی در محل نیز به «هو کشیدن» اقدام کرده‌اند. ولی در نهایت مسابقات به پایان رسید. به گزارش این خبرگزاری، در حالی‌که تنش و هیجان ادامه داشته، نزدیک به ده نفر از نیروهای ضدشورش پلیس برزیل وارد محل شده‌اند، اما در نهایت آرامش به محل بازگشت. نتیجه نهایی مسابقات در وزن ۱۰۵+ کیلو یک طلا و یک برنز برای گرجستان (تالاخادزه و ایرالکی ترمانیدز) و نقره برای گر میناسیان، وزنه‌بردار ارمنستانی بود. تالاخادزه در عین حال توانسته‌است با مهار مجموعا ۴۷۳ کیلوگرم، در مجموع وزنه‌ها به‌جای حسین رضازاده، صاحب رکوردی تازه‌ شود.

۱۳۹۵ تیر ۹, چهارشنبه

حقوق های چند ده و چند صد میلیونی از جیب ماست


سه شنبه, ۸ام تیر, ۱۳۹۵ نامه بهنام ابراهیم زاده از زندانی رجایی شهر و محمد جراحی از زندان تبریز: افشای فیشهای حقوقی چند صد میلیونی یک علت فقر و بیخانمانی و بیماری و مشقات میلیونها نفر از کارگران این کشور را نشان میدهد. در شرایطی که میلیونها بیکار هیچ بیمه بیکاری ندارند و با فقر و بی تامینی دست و پنجه نرم میکنند. در شرایطی که در کنار دستمزدهای چند بار زیر خط فقر ، محرومیت از پایه ای ترین بیمه های اجتماعی، به حد فاجعه باری رسیده است. از جمله بخیه صورت کودک چهارساله ای را به خاطر بی پولی خانواده باز میکنند و بی درمان رهایش میکنند، بیماران را به تخت قفل میکنند، چون ناتوان از پرداخت هزینه درمانشان هستند، در شرایطی که خیل عظیمی از مردم بیخانمان شده و به حاشیه شهرها کشیده شده اند، کودکان بسیاری از چرخه تحصیل خارج مانده و کودک کار و خیابان شده اند، بحث بر سر حقوقهای نجومی مدیران رده بالای دولتی است و اتفاقا کسانی چون من در زندانند ، چون برای از بین بردن همین وضعیت و بیحقوقی ها تلاش کرده ایم. یک نمونه آشکارش جعفر عظیم زاده همبند و همکار زندانی من است. از جمله یکی از جرائم او اینست که از هماهنگ کنندگان طومار ۴٠ هزار کارگری در اعتراض به دستمزدهای زیر خط فقر و با خواست افزایش دستمزدها به رقمی بالای خط فقر یعنی سه میلیون و پانصد هزار تومان است. امروز نیز همه اعتراضش اینست که چرا این اعتراضات را امنیتی میکنید. چرا تحت عنوان “اخلال در نظم و امنیت ملی” کارگر، معلم و هر فرد معترضی را با زندان پاسخ میدهید. و این در حالیست که صاحبان این حقوق های نجومی و دست اندرکاران این به چاپ، چاپ ها آزاد میگردند. اعتراض ما به این وارونگی ها و به این همه بی تامینی در قبال ما کارگران، ما معلمان و ما مردم است. براستی بر چه اساسی کسانی از حقوق هشتصد میلیون تومانی برخوردارند و از صدجای دیگر هم پولهای کلان و میلیاردی میگیرند، بعد حداقل دستمزد کارگر هشتصد هزار تومان تعیین میشود و تازه آنرا هم به موقع پرداخت نمیکنند؟ اعتراض ما به فقر و بی تامینی است. حرف ما اینست که تک تک مردم، تک تک کودکان و زنان و جوانان و بازنشستگان و همه مردم حق دارند مثل آدم زندگی کنند. این حقوقها از جیب ما کارگران و ما مردم به حساب این آقایان رفته است. ما یک بار دیگر اعتراض خود را علیه دستمزدهای زیر خط فقر اعلام میکنیم و بر خواست حداقل سه میلیون و پانصد هزار تومان که خط فقر اعلام شده دو سال پیش خودشماست تاکید میکنیم. به زودی موعد ثبت نام برای مدارس آغاز میشود، ما خواهان تحصیل رایگان برای همه کودکان هستیم. ما خواستار درمان رایگان برای کلیه مردم و یک زندگی عادلانه هستیم. بهنام ابراهیم زاده از زندانی رجایی شهر محمد جراحی از زندان تبریز ۵ تیر ٩۵ برگرفته از صفحه فیس بوکی پایگاه خبری خانواده بهنام ابراهیم زاده

۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

سیزده پرسش از علی خامنه ای در مورد “اقتصاد مقاومتی”


جناب آقای سید علی خامنه ای، • جنابعالی چندین سال است، موضوع “اقتصاد مقاومتی” را در هر مناسبتی تکرار می کنید و ظاهرا در دولت کسی به حرف شما گوش نمی دهد. برای چه این همه اصرار می کنید؟ چرا پس از سی و هفت سال که از انقلاب می گذرد به یاد “اقتصاد مقاومتی” افتاده اید؟ آیا قبلا بخصوص در دوران جنگ به آن احتیاج نبوده است؟ • تفاوت “اقتصاد مقاومتی” با “اقتصاد ریاضتی” چیست؟ فکر نمی کنید با این کار مردم، معلمان، کارگران .. را به “ریاضت” وا میدارید و شکاف طبقاتی را بیشتر خواهید کرد؟ • وضعیت عدالت اجتماعی در اقتصاد مقاومتی چگونه خواهد بود؟ آیا در “اقتصاد مقاومتی” مشابه الان حقوق یک معلم یک میلیون تومان و حقوق یک کارگر ۸۱۲ هزار تومان خواهد بود و خط فقر سه و نیم میلیون تومان خواهد بود؟ • در یکی از صحبت هایتان “اقتصاد مقاومتی” را با “هدفمندی یارانه ها” مرتبط دانستید. در موقع هدفمندی یارانه ها قیمت برخی از اقلام مانند نان ده برابر، گازوئیل بیست برابر و بنزین ۹ برابر شد، فکر می کنید اگر اقتصاد مقاومتی اجرا شود، قیمت نان و اقلام ضروری مردم چند برابر می شود؟ • آیا بهتر نبود موضوع را قبل از اعلام و اصرار برای اجرای آن، به یک سری اقتصادان ارجاع می دادید تا موضوع را کارشناسی می کردند؟ جنابعالی مگر اقتصاد دانید که این تز اقتصادی را ترویج می کنید؟ • بنظر می رسد طرح اقتصاد مقاومتی نیز مانند طرح “بنگاههای زود بازده”، “هدفمندی یارانه ها” و “مسکن مهر” که همگی مورد حمایت شدید جنابعالی بوده اند، منجر به شکست خواهد شد. آیا بهتر نبود، قبل از اعلام این طرح با اقتصاد دانان مشورت می کردید؟ • همانطور که میدانید فساد مانند خوره به جان سیستم اقتصادی در ایران افتاده است، آیا در سیستم “اقتصادی مقاومتی” به همینگونه فساد وجود خواهد داشت؟ • بر طبق آمار های رسمی در ایران سالیانه ۲۵ میلیارد دلار قاچاق وجود دارد که عمدتا از مجراهای رسمی و اسکله های غیر قانونی صورت می پذیرد، آیا با این وضعیت می توان “اقتصاد مقاومتی” را پیاده کرد؟ • وضعیت تعامل با دنیا در اقتصاد مقاومتی چگونه است؟ در اقتصاد مقاومتی شعار جنابعالی بیشتر “تحریم برای ما نعمت است!” مانند “جنگ برای ما نعمت است” می باشد و یا “گفتگوی تمدن ها”؟ آیا این اقتصاد بیشتر متمایل به شرایط تحریم است و یا رفع تحریم ها؟ • در اقتصاد مقاومتی نظر جنابعالی با کدامیک از دولت مردان زیر نزدیک تر است؟ احمدی نژاد، خاتمی، رفسنجانی یا روحانی؟ • آیا صحیح تر نبود قبل از ابلاغ عملی “اقتصاد مقاومتی”، دستور به بررسی تئوری این اقتصاد می دادید؟ • در اقتصاد فعلی ایران ۴۰ درصد بنگاهها نظیر آستان قدس و شبه دولتی ها از پرداخت مالیات معاف هستند، آیا در “اقتصاد مقاومتی” این موضوع ادامه خواهد یافت؟ • درآمد نفت در اقتصاد مقاومتی چه نقشی خواهد داشت؟ DW.com

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

خامنه‌ای: کارهای سال ۸۸ یک کودتای رنگی ناموفق بود


آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید، "یک جبهه وسیع دشمن" در برابر جمهوری اسلامی قرار دارد که درصدند "درخت تناور انقلاب را ریشه‌کن کنند". او افزود، انتخابات برای تامین ماندگاری انقلاب است و همه باید در آن شرکت کنند. آیت‌الله علی خامنه‌ای روز شنبه (۱۹ دی/ ۹ ژانویه) در دیدار با گروهی از مردم قم گفت: «یک جبهه وسیع دشمن در مقابل خودمان داریم؛ از سردمداران رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا تا عوامل تکفیری و داعش، همه تحلیل‌های آنها متوجه این است که چه کنند درخت تناور انقلاب را ریشه‌کن کنند.» او افزود «ماندگاری انقلاب برای دشمن بهت‌آور و سخت است و همه همتشان این است که این ماندگاری را از بین ببرند، همه همت ما باید این باشد که ماندگاری انقلاب بماند.» دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با گروهی از مردم قم در سالگرد واقعه ۱۹ دی ۱۳۵۶ صورت گرفت. در این روز نیروهای امنیتی و انتظامی، تظاهرات گروهی از طلبه‌های قم را سرکوب کردند. این حادثه که تعدادی نیز کشته بر جای گذاشت، سرآغاز سلسله رخدادهایی بود که به فروپاشی نظام پادشاهی و قدرت‌گیری روحانیان به رهبری آیت‌الله خمینی در بهمن ۱۳۵۷ در ایران منجر شد. رهبر جمهوری اسلامی در ادامه سخنانش درباره فعالیت‌های "جبهه وسیع دشمن" در سال‌های گذشته گفت: «این کارهای سال ۸۸ از ابتکارات جدید آنها علیه انقلاب بود. به بهانه انتخاب یک دولتی که مورد قبول آمریکا نیست، آن اقلیتی را که رأی نیاورده بکشند در خیابان و یک رنگی به آنها بدهند و کمکشان کنند؛ آمدند اینجا هم انجام بدهند و نتوانستند. این، انقلاب رنگی بود، کودتای رنگی ناموفق». اشاره خامنه‌ای به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران و اعتراض‌های گسترده به نتایج اعلام‌شده این انتخابات بود. میلیون‌ها رای‌دهنده در شهرهای بزرگ ایران نتایج اعلام‌شده را قبول نداشتند و بر این باور بودند که کانون اصلی قدرت در ایران برای جلوگیری از به کرسی‌نشستن آرای مردم نتایج را بطور گسترده دستکاری کرده است. رنگ سبز نماد این اعتراض‌ها بود. این اعتراض‌ها به طرز بی‌رحمانه و خونین سرکوب شد و رهبران آن هنوز در بازداشت خانگی به‌سر می‌برند. "راز ماندگاری انقلاب اسلامی" آیت‌الله خامنه‌ای سپس به دو حادثه تاریخی "نهضت ملی شدن نفت" و "مشروطیت" اشاره کرد که به گفته او هردو شکست خوردند. او گفت: «این دو حادثه با اینکه دارای اهدافی حداقلی بودند و مردم هم در صحنه حضور داشتند شکست خوردند ولی انقلاب اسلامی ایران با آنکه دارای یک هدفِ حداکثری، یعنی استقلال همه جانبه و سرنگونی حکومت پادشاهی و استبدادی بود، به پیروزی رسید و ماندگار شد.» رهبر جمهوری اسلامی "راز ماندگاری انقلاب اسلامی" را "احساس مسئولیتِ مردم" دانست که به نظر او "در حضور در انتخابات" جلوه‌گر می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای از همگان خواست که در انتخابات آینده شرکت کنند. او افزود: «همچون گذشته اصرار داریم که همه، حتی کسانی که نظام را و رهبری را قبول ندارند پای صندوق‌ها بیایند چرا که انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است.» او شرکتِ همگان در انتخابات را "موجب پایداری و تقویت نظام اسلامی، استمرار تأمین امنیت کامل، افزایش اعتبار و آبروی ملت در چشم جهانیان و باعث ابهّت جمهوری اسلامی ایران در نزد دشمنان" خواند. خامنه‌ای درباره جایگاه مجلس شورای اسلامی گفت، مجلس از زوایای مختلف بویژه از لحاظ تصویب قوانین، ریل‌گذاری برای حرکت دولت‌ها، و تجلی ایستادگی ملت اهمیت بی‌نظیری دارد. خبرگان شاید رهبر انتخاب کنند او هم‌چنین از مجلس کنونی که اصول‌گرایان و تندورها در آن از اکثریت و نفوذ بالا برخوردارند دفاع است و گفت: «مجلسی که در قضیه هسته‌ای و دیگر مسائل مقابل دشمنان بایستد و شجاع، مستقل و آزاد، حرف‌ها و مواضع ملت را بیان کند با مجلسی که در مسائل گوناگون حرفهای دشمن را تکرار می‌کند، از زمین تا آسمان تفاوت دارد.» خامنه‌ای در باره مجلس خبرگان نیز گفت: «برخلاف برخی تصورها، مجلس خبرگان برای سالی یکی دو بار جلسه و سخنرانی تشکیل نمی‌شود بلکه می‌خواهد روزی که رهبر فعلی در قید حیات نیست، "رهبر" یعنی کلیددارِ حرکت انقلاب را انتخاب کند و این مسئله بسیار مهم است.» رهبر جمهوری اسلامی افزود: «بسته به ترکیب خبرگان، آنها ممکن است در هنگام ضرورت، شخصی را به رهبری انتخاب کنند که با توکل به خدا و با شجاعت در مقابل دشمنان بایستد و راه امام را ادامه دهد اما این احتمال نیز وجود دارد که فردی با ویژگی‌های متفاوت را به رهبری برگزینند، بنابراین باید با تحقیق و دقت و شناخت و اطمینان به آنها رأی داد.» انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی و دوره پنجمین مجلس خبرگان رهبری روز ۷ اسفند ۹۴ برگزار می‌شود. نتایج این دو انتخابات هم برای اوضاع سیاسی کنونی و هم آینده ایران بسیار تاثیرگذار خواهد بود. دولت روحانی و حامیان آن انتظار دارند که نتایج توافق هسته‌ای با غرب و نیز تدابیر اقتصادی دولت که روندهای منفی در اقتصاد ایران را تا حدودی مهار کرده، تاثیر خود را در نتایج انتخابات دو مجلس بر جای بگذارد و به تسلط اصول‌گرایان در هر دوی این نهادها پایان داده یا دست‌کم وزن میانه‌روها را در آنها افزایش دهد. چنین تحولی در ترکیب هر دو مجلس، هم‌ به عملی ساختن وعده‌های حسن روحانی به مردم کمک خواهد کرد و هم می‌تواند بر آینده سیاسی ایران تاثیرگذار باشد. ناظران سیاسی این احتمال را دور از ذهن نمی‌دانند که دور بعدی مجلس خبرگان ناگزیر به انتخاب جانشین رهبر کنونی جمهوری اسلامی شود. DW.com