کروبی وموسوی راآزادکنید
۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه
ریشه بحران کجاست؟
۱۳۹۶ آبان ۹, سهشنبه
سر نخ 7 هزار خیریه در دستان چه کسانی است!
پیک نت - Pyknet, [31.10.17 14:52]
چه می کنند و چرا مالیات نمیدهند؟
سر نخ 7 هزار خیریه
در دستان چه کسانی است!
حتی اگر یک نمونه از بی در و پیکری و بلبشوی بانکی و اقتصادی جمهوری اسلامی را بخواهیم برشماریم همین اظهار نظر پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس کافی است که گفته است:
«حدود 7 هزار خیریه در کشور فعالیت می کنند که صورت های مالی خود را افشاء نمی کنند.»
این اظهار نظر وی در سایت خانه ملت منتشر شده است.
سر نخ این 7 هزار خیریه در دست چه کسانی است؟ چند سال فعالیت کرده اند؟ چقدر پول گرفته اند و آن را کجا خرج کرده اند؟ وابستگی آنها به نهادهای قدرت چیست؟
هیچ کشوری با صندوق گدائی و خیریه و قرض الحسنه و موسسات اعتباری و ... اداره نمی شود چنان که بلبشوی اقتصادی ایران نشان میدهد با این بلبشو به جائی نمی توان رسید.
به تلگرام پیک نت بپیوندید:
https://telegram.me/pyknet
۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه
۱۳۹۶ شهریور ۱۳, دوشنبه
محمد خاتمی خواستار دستور رهبر جمهوری اسلامی برای رفع حصر شد.
در حالیکه اعتصاب غذای مهدی کروبی و جراحی دوباره قلب او در روزهای اخیر خبرساز شده، محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران از رهبر جمهوری اسلامی درخواست «حل مساله حصر» را کرده است.
بر اساس خبری که وبسایت رسمی محمد خاتمی منتشر کرده است، رئیس جمهوری پیشین ایران این درخواست را روز شنبه ۲۸ مرداد در دیدار با گروهی از اسیران جنگ ایران و عراق، «به نیابت از آزادگان» مطرح کرد.
آقای خاتمی که خود از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ممنوع التصویر شده است در این دیدار گفت : «دستگاههایی که مسئول هستند، نمیخواهند یا نمیتوانند مسأله حصر را حل کنند» و اضافه کرد: «معتقدم دستور رهبری میتواند این مشکل را حل کند.»
این درخواست محمد خاتمی در حالیست که پیشتر علی مطهری، نایب رئیس مجلس گفته بود رهبر جمهوری اسلامی مخالف محاکمه و پایان حصر است.
او در ادامه از حسن روحانی تشکر کرد که دستور داده ماموران امنیتی از داخل خانه مهدی کروبی خارج شوند. اشاره آقای خاتمی به اعتصاب غذای مهدی کروبی در اعتراض به حضور ماموران در داخل منزل خود در جریان حصر خانگی و برگزار نکردن دادگاه برای محاکمه او است.
مهدی کروبی پنجشنبه گذشته یک روز پس از اعلام اعتصاب غذا در حالیکه برای بررسی وضعیت سلامتی در بیمارستان بستری شده بود، در پی موافقت وزارت اطلاعات با خروج ماموران از خانه، اعتصاب خود را شکست.
اژه ای: خروج ماموران از داخل خانه کروبی دروغ است
اعلام خبر خروج ماموران از داخل خانه مهدی کروبی در جریان حصر خانگی در حالیست که غلامحسین اژهای، سخنگوی قوه قضائیه این موضوع را رد کرد و آن را دروغ خواند.
آقای اژه ای روز یکشنبه ۲۹ مرداد در نشست خبری خود در پاسخ به خبرنگاری که گفته بود حالا درخواست آقای کروبی مبنی بر خروج نیروهای امنیتی از منزل انجام شده، چه موقع به درخواست محاکمه علنی رسیدگی میشود؟ گفت: «چه کسی گفته درخواست اول انجام شده است، این ادعا دروغ محض است.»
۱۳۹۶ مرداد ۲۰, جمعه
وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی . عباس صالحی (متولد ۱۳۴۲)

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه
کشته شدن 'اعضای انصارالفرقان' در درگیری با وزارت اطلاعات ایران
۱۳۹۶ خرداد ۱۰, چهارشنبه
جنگ لفظی ولایتی و رئیس برکنار شده دانشگاه آزاد بر سر اتهام فساد مالی
یکروز پس از انتشار نامه حسن خمینی به رئیس جمهوری ایران در انتقاد از عزل حمید میرزاده رئیس دانشگاه آزاد، علی اکبر ولایتی رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد، میرزاده را به فساد مالی متهم کرد.
آقای ولایتی روز سه شنبه نهم خرداد در گفت و گو با روزنامه کیهان حمید میرزاده را به فساد مالی و دخالت فرزند او در امور دانشگاه آزاد متهم کرد.
به گفته آقای ولایتی، فرزند آقای میرزاده برخی واحدهای دانشگاه آزاد را وادار به عقد قرارداد با یک شرکت دارویی کرده بود. او همچنین ماجرای خرید زمینی گران قیمت برای پارکینگ دانشگاه اسلامشهر را مطرح کرد و گفت که این زمین قرار بوده با اصرار هیاتی در دانشگاه آزاد خریداری شود.
این در حالیست که حمید میرزاده، رئیس برکنار شده دانشگاه آزاد در واکنش به اتهام فساد مالی مطرح شده از سوی علی اکبر ولایتی این اتهام را رد کرد و از آقای ولایتی خواست که مدارک و مستندات خود را منتشر کند.
آقای میرزاده اتهام دخالت فرزندش در قراردادهای دانشگاه آزاد را کاملا رد کرد در مورد خرید زمین گران برای پارکینگ دانشگاه اسلامشهر نیز گفت که خود او مخالف خرید این زمین بوده است.
این اما پایان کشمکش نبود و ساعاتی بعد علیرضا منادی سپیدان، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی به خبرگزاری تسنیم گفت : «قرار است مستندات برخی از تخلفاتی که آقای ولایتی اخیرا درباره زمان مدیریت میرزاده در دانشگاه آزاد مطرح کرده و همچنین تخلفات فرزندش به قوه قضائیه ارائه شود.»
او «مدیریت نامناسب» آقای میرزاده را نیز از جمله این تخلفات دانست.
طرح اتهام فساد مالی علیه رئیس برکنار شده دانشگاه آزاد از سوی علی اکبر ولایتی پس از آن صورت گرفت که حسن خمینی، عضو هیات امنای دانشگاه آزاد، برکناری آقای میرزاده را دارای شبهه غیرقانونی دانست از آقای روحانی خواست که در این مورد دخالت کند.
آقای میرزاده اردیبهشت ماه گذشته از سوی هیات امنا برکنار و علی محمد نوریان به عنوان سرپرست دانشگاه آزاد منصوب شد.
آقای میرزاده که از سال ۸۶ در دانشگاه آزاد حضور یافت، در سال ۱۳۹۲ با رأی شش نفر از هیئت امنای دانشگاه آزاد از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن خمینی، حسن قاضی زاده هاشمی و جعفر توفیقی سرپرست این دانشگاه شد و در آبان ۱۳۹۲ماه همان سال با رأی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، رسماً ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را بر عهده گرفت.
در پی درگذشت اکبرهاشمی رفسنجانی، رئیس هیات امنا و رئیس هیات موسس دانشگاه آزاد، آقای ولایتی از سوی آیت الله خامنهای به عنوان رئیس هیات موسس منصوب شد. در پی این انتصاب، تغییرات تدریجی در دانشگاه آزاد آغاز شد و سرانجام این تغییرات به آقای میرزاده رسید و او نیز برکنار شد. روز یکشنبه هفتم خرداد نیز گزارش شد که یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی از ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد برکنار شده است.
دانشگاه آزاد اسلامی سال ۱۳۶۱ به پیشنهاد اکبرهاشمی رفسنجانی و با حمایت آیت الله خمینی تاسیس شد.
این دانشگاه در دهه هفتاد خورشیدی به سرعت توسعه پیدا کرد و در شهرهای کوچک نیز واحدهایی ایجاد کرد.
ارزش مالی دانشگاه آزاد در حدود چهل هزار میلیارد تومان برآورد شده است.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۳, شنبه
اعلام نگرانی ۱۴۱ اقتصاددان نسبت به وعده های انتخاباتی رئیسی و قالیباف
اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۶ 85 Views اقتصاددان, رئیسی, قالیباف, وعده انتخاباتی
نگام ، اقتصادی _ ۱۴۱اقتصاددان طی نامه ای خطاب به ملت ایران نسبت به وعدههای انتخاباتی برخی نامزدها اعلام نگرانی کردند.
به گزارش انتخاب،در این نامه که به امضای ۱۴۱ اقتصاددان رسیده آمده است:
انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری در شرایطی برگزار میشود که اقتصاد ایران با شرایط و مسایل ویژهای در عرصههای گوناگون داخلی و بینالمللی مواجه است. عملکرد ضعیف اقتصاد کشور در بخش مهمی از دهه هشتاد و اویل دهه نود، مسایل متعددی را فراروی اقتصاد کشور قرار داده است. در این دوره عملکرد ضعیف شاخصهای مهم از جمله رشد اقتصادی، درآمد سرانه، ثبات مالی، اشتغال و بهرهوری موجب افزایش فاصله اقتصاد کشور با بسیاری از کشورهای همتراز خود شده است.
تداوم این وضعیت میتواند شکاف غیرقابل جبرانی را برای اقتصاد کشور در مقایسه با رقبای منطقهای خود به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر، در سالهای اخیر تلاشهای قابل تقدیری در جهت بهبود عملکرد اقتصادی و جایگاه بینالمللی کشور صورت گرفته است. با توجه شرایط جدید بینالمللی در کنار مسایل جدی اقتصاد کشور و امید به تداوم تعامل سازنده با اقتصاد جهانی، ما جمعی از استادان اقتصاد دانشگاههای کشور فارغ از جناح بندیها و انگیزههای سیاسی، لازم دانستیم نکاتی را به اختصار درباره وعدههای اقتصادی نامزدهای محترم ریاست جمهوری به مردم هوشمندِ ایرانِ سرافراز و نامزدها عرض نماییم.
یکی از مهمترین دلایل وضعیت فعلی اقتصاد کشور نگاه کوتاهمدت مدیران و کارگزاران نظام در اتخاذ بسیاری از تصمیمات اساسی کشور است. این مسئله بهویژه در فضای انتخاباتی کشور که حزب محور نیست، خاصه در زمان انتخابات ریاست جمهوری شدت مییابد. به همین دلیل بعضاً نامزدها در طرح وعدههای مردمپسند مسابقه میگذارند. متاسفانه بسیاری از این وعدهها کارشناسیشده نبوده و اجرای آنها در تضاد آشکار با منافع ملی قرار دارد. یکی از مهمترین نشانههای واضح واقعی نبودن این وعدهها، عدم ارائه برنامه مدون برای روشن کردن نحوه اجرا، سکوت معنادار در مورد روش تأمین منابع مالی، نحوه شناسایی دریافتکنندگان این حمایتها و روشهای کنترل پیامدهای تورمی و آثار سوء آنها در اقتصاد است.
متأسفانه این وعدهها، مسیر اصلی حرکت منتخبین را تعیین و کشور را از اجرای برنامههای راهبردی و بلندمدت و اصلاحات اساسی و ساختاری دور مینماید. فاصله معنادار اقتصاد کشور با اهداف سند چشم انداز ۱۴۰۴به رغم پشتسر گذاشتن حدود ۱۵ سال و اجرای برنامههای چهارم و پنجم توسعه خود گویای این وضعیت است.
متأسفانه همانند گذشته این بار با شدت بیشتری شاهد لغزش خطرناک برخی از نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری در طرح وعدههای سراب گونه و نجومی بر مبنای پخش پول هستیم. این در حالی است که طرح و اجرای برخی از این وعدهها یا پیشنهادهای غیر قابل تحقق، گذشته از پیامدهای ناگوار اقتصادی، در بسیاری از موارد باعث افزایش شدید سطح انتظارات جامعه شده و عدم تحقق آنها میتواند به آسیبهای اجتماعی غیر قابل جبران و بیثبات کننده نظام سیاسی کشور منجر شوند.
طرح و اجرای این وعدهها گذشته از جنبههای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی آنها، از دیدگاه اقتصادی به دلایل متعددی نادرست است. توضیح این دلایل خارج از حوصله و هدف این بیانیه است. اما در ادامه به چند نکته مهم در این رابطه اشاره میشود.
اجرای این وعدهها بعضاً خارج از اختیارات قوه مجریه و در تعارض با اهداف اسناد بالادستی از جمله سند چشم انداز و برنامه ششم است.
دانش اقتصاد نشان میدهد که نمیتوان در بلندمدت از طریق سیاستهای حمایتی پخش پول، فقرزدایی کرد. البته اجرای سیاستهای حمایتی توانمندسازی فقرا و اقشار آسیبپذیر جایگاه متفاوت و برجستهای دارد. تاریخ اقتصادی و تجارب ارزشمند کشورها گویای این حقیقت است که رشد اقتصادی و اشتغال فراگیر و پایدار، تنها راه حل اساسی فقرزدائی است.
آثار تورمی شدید اجرای این وعدهها که افزایش ناگهانی نرخ ارز و کاهش شدید ارزش پول ملی را به دنبال خواهد داشت، به بیثباتی اقتصادی منجر شده و فرایند رشد اقتصادی و اشتغال پایدار کشور را مختل خواهد کرد.
تجارب جهانی نشان میدهد که اجرای اینگونه سیاستها اگرچه ممکن است در ابتدا و مقطع زمانی بسیار کوتاه بهبودی در وضعیت فقرا و طبقه آسیبپذیر ایجاد نماید، اما پس از مدتی به سبب تحمیل آثار منفی اقتصادی، فقرا و طبقه آسیبپذیر، قربانیان و بازندگان اصلی بوده و اقشار مرفه جامعه، بهرهبرداران نهایی اجرای این سیاستها خواهند بود. تجربه کشور ونزوئلا آخرین شاهد برای این مدعا است. کشوری که در دو دهه پیش یکی از کشورهای نسبتا مرفه در آمریکایلاتین بود، امروز بهرغم داشتن منابع غنی نفتی به یکی از کشورهای فقیر و بیثبات تبدیل شده است.
اجرای این وعدهها هزینههای سنگینی را به بودجه کشور تحمیل میکند که هم اکنون با هزاران میلیارد تومان طرحهای نیمه تمام و بدهی در شرایط مالی بحرانی قرار دارد. افزون بر این، کسری بودجه پنهان ناشی از تحقق این وعدهها و تأمین آن از طریق فروش سرمایههای ملی از جمله نفت بهعنوان سرمایههای بیننسلی با منافع حال و آینده کشور سازگار نیست.
با اجرای این وعدهها، دولت مجبور به کنار گذاشتن انضباط مالی و پولی خواهد بود که یکی از الزامات اساسی رشد اقتصادی و افزایش اشتغال است.
در اثر اجرای این وعدهها، افرادی که از داراییهای واقعی برخوردارند به دلیل شرایط تورمی و افزایش قیمتها ثروتمندتر میشوند. در مقابل کارگران و کارمندان، با کاهش قدرت خرید خود، فقیرتر میشوند. بنابراین، نتیجه اجرای چنین سیاستهایی میتواند افزایش فاصله طبقاتی است.
سخن پایانی ولی بسیار مهم آنکه وعدههای کاندیداها از قبیل رشد اقتصادی سالانه ۲۵ درصدی (در حالی که متوسط سالانه رشد اقتصادی کشور در چهل سال گذشته ۴ درصد بوده)، افزایش چند برابری یارانهها، ایجاد ۵ میلیون شغل پایدار تنها در ۴ سال و چند برابر شدن مالیاتها از طریق کاهش فرار مالیاتی، همگی چند واقعیت تلخ را آشکار میکنند. طرح چنین وعدههایی از یک طرف و اقبال جامعه از آنها از طرف دیگر، نمایانگر وضعیت نه چندان مناسب اقتصاد کشور است که متأسفانه محصول مدیریت ناکارامد در دوره مورد اشاره بوده است. این خود ضرورت توجه جدی و ویژه دولت منتخب دوازدهم را به اقتصاد و توانمندسازی اقتصاد ملی در چارچوب سیاستهای اقتصاد مقاومتی نشان میدهد. همچنین طرح چنین پیشنهادهای غیراجرایی و وعدههای نجومی که متأسفانه در همه انتخابات ملی و منطقهای تکرار میشوند، ناشی از این نکته است که چنین ادعاهایی برای منتخبین هزینههای سیاسی دربر ندارد. عدم اتکا و وابستگی کاندیداها در انتخابات گوناگون به احزاب و عدم وجود احزاب قوی، شناسنامهدار و با برنامه، چنین شرایطی را ایجاد نموده است. نتیجه این شرایط یک رقابت غیرمنصفانه و مخدوش به ضرر کاندیداهای با برنامه، اصلح و معقول است. نکته آخر این که طرح چنین وعدهها و پیشنهادهای رنگارنگ و غیرقابل اجرا توسط برخی از کاندیداهای محترم متأسفانه بیانگر نوع نگاه و توان کارشناسی و مشاورهای ستادهای ایشان است. در این خصوص این نگرانی جدی مطرح است که اگر این نگاه و توان کارشناسی، پیروز انتخابات باشد، چه سرنوشتی در انتظار اقتصاد ایران با مشکلات متعدد و پیچیده داخلی و بینالمللی خواهد بود.
این متن را بیش از ۱۴۰ نفر از استادان اقتصاد دانشگاههای کشور به شرح زیر امضا کردهاند.
۱
ابراهیمی- محسن
دانشیاردانشگاه خوارزمی
۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سهشنبه
از جلالالدین فارسی تا اسفندیار رحیم مشایی؛ ثبتنامهای جنجالی انتخابات ریاست جمهوری
جلالالدین فارسی؛ کنارهگیری تاریخی
تجربه برگزاری اولین انتخابات ریاستجمهوری در ایران یک نقظه عطف بود. در یک اتفاق تکرار نشدنی ۱۲۴ نامزد رسمی تقریبا از همه جریانهای سیاسی وارد رقابتها شدند، و البته تا پنجم اسفند ماه ۱۳۵۸، روز رایگیری ۹۶ نفر باقی ماندند.
یکی از افرادی که کنارهگیری او از کاندیداتوری خبرساز شد، جلالالدین فارسی، نامزد حزب جمهوری اسلامی بود. او به خاطر داشتن اصالت ایرانی-افغان و شبهه قانون اساسی در این رابطه، به درخواست آیتالله خمینی مجبور به انصراف شد.
اکبر هاشمی رفسنجانی در تبیین این ماجرا گفته بود: "امام پرونده را خواستند که من به همراه جلال الدین فارسی به خدمت امام رفتیم و پس از بررسی فرمودند که ایشان ایرانیالاصل نیست و بهتر است که خودشان کنار بروند. فارسی به حزب نوشت و حزب هم پس از یک روز بررسی درخواست وی را قبول کرد. وزارت کشور هم چون امام فرمودند ایشان را حذف کرد."
با کناره رفتن نامزد اصلی حزب جمهوری اسلامی، ابوالحسن بنیصدر پیروز مطلق انتخابات شد.
۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه
آقایان هاشمی رفسنجانی و خامنهای بازنگری قانون اساسی را هدایت کردند
علی مشکینی به ریاست این شورا انتخاب شد و آقایان خامنهای و هاشمی رفسنجانی به عنوان دو نائب رئیس، هماهنگ و همراه با هم مذاکرات را پیش بردند و تغییرات مورد نظر را در قانون اساسی گنجاندند.
مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی هنوز به پایان نرسیده بود که آیتالله خمینی درگذشت. اگرچه علی مشکینی رئیس مجلس خبرگان بود، اکبر هاشمی رفسنجانی جلسهای را اداره کرد که علی خامنهای در آن به رهبری رسید.
آقای هاشمی رفسنجانی در این جلسه گفت که آیتالله خمینی پیش از مرگش آقای خامنهای را شایسته رهبری دانسته بود.
به گفته احمد سلامتیان، "هاشمی اگرچه در برکناری آقای منتظری نقش فعال اولیهای نداشت، اما به محض اینکه وضعیتی به وجود آمد فعال شد و دنبال جایگزین گشت و با یک عملگرایی مستمر کسی را که مرجع نشده بود خلاف قانون اساسی به کرسی رهبری نشاند."
فاطمه حقیقتجو میگوید که آیتالله خامنهای ضرورتا بارزترین شخصیت سیاسی نبود که بخواهد به رهبری برسد و در خلاء رهبری کاریزماتیک مثل آیتالله خمینی بدون نقش اکبر هاشمی رفسنجانی مشخص نبود که سرنوشت رهبری جمهوری اسلامی چه باشد و نفر بعدی پس از آیتالله خمینی تا چه اندازه به عنوان رهبر جا بیفتد.
جلسات شورای بازنگری قانون اساسی ادامه پیدا کرد و پیشنهادهای آن در همهپرسی ۶ مرداد تایید شد. به این ترتیب شرط مرجعیت برای رهبر حذف شد، اختیارات رهبر افزایش یافت و ولایت او "مطلقه" شد، بررسی صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان به شورای نگهبان واگذار شد و مجمع تشخیص مصلحت جنبه قانونی گرفت.
همزمان با تغییر قانون اساسی و تعیین رهبر جدید اکبر هاشمی رفسنجانی، که در جلسات شورای بازنگری قانون اساسی گفته بود "هنوز منتظرم ببینم یک کسى پیدا بشود غیر از من بیاید کاندیدا بشود که من نپذیرم این مسؤولیت را"، به ریاست جمهوری رسید.
فاطمه حقیقتجو میگوید: "هاشمی رفسنجانی اولین رئیس جمهور دوران رهبری آقای خامنهای بود و هماهنگی و همکاری بسیاری را انجام داد تا به تدریج آقای خامنهای به عنوان رهبر بلامنازع جا افتاد."
در عین این همکاری و هماهنگی، احمد سلامتیان معتقد است که "در چهارچوبی که با بازنگری قانون اساسی قرار است رئیس جمهور کارگزاری ساده باشد، این هاشمی رفسنجانی بود که در تعامل با رهبری که ولایت مطلقه هم گرفته بود توانست جایگاه رئیس جمهور را بنا به شان خودش بازسازی کند."
هاشمی رفسنجانی چگونه به ایران ۱۳۹۶ شکل میدهد؟

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه
دلواپس یک انتخابات غیراخلاقی
اشتباه اصولگراها
عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد به عملکرد اصولگرا در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری پرداخته و نوشته: این جناح اشتباهی که در زمان احمدینژاد رخ داد این بود که پیروزی را به قیمت توهم و عوامفریبی یا در بهترین حالت عوامزدگی جستوجو کردند. نتیجه آن چه شد؟ از نظر سیاست خارجی تحریمهای گسترده، از نظر اقتصادی، تورم شدید و رکود و رشد منفی و دریغ از افزایش سالانه ٢٠ هزار شغل! همچنین اتلاف صدها میلیارد دلار منابع مادی کشور، از نظر اداری نابودی نظام بروکراسی کشور بدون آنکه چیزی جایگزین آن شود. از نظر اجتماعی رشد شتابان و وحشتناک فساد و نیز کاهش اعتماد اجتماعی و... از نظر فرهنگی رواج دروغگویی و دورویی و بالاخره، از نظر دینی پیوند زدن ذهنیت موعودگرایی با ایران باستان و این شوهای اخیر که به مناسبت سال جدید منتشر کردند.
به نوشته این جامعه شناس: به نظر میرسد از همان زمان که حضور احمدینژاد با منع رهبری نظام مواجه شد، امید این بخش از جریان اصولگرایی به بازگشت وی از میان رفت ولی راه دیگری را پیش گرفتهاند. به جای اسم او، رسم او را پیشه کردهاند؛ و گمان دارند با دامن زدن به مشکلات اقتصادی یا توزیع خودروهای آرد و احیاناً وعدههای سرخرمن دادن و ٥ برابر کردن یارانهها میتوانند پیروز انتخابات شوند. اگر احمدینژاد چنین وعدههایی میداد مبتنی بر درآمدهای بزرگ نفتی بود که سالانه سر به صد میلیارد دلار میزد، ولی الان همه این وعدهها پوچ و توخالی خواهد بود.
مقاله اعتماد خطاب به اصولگرا ها نوشته: در بهترین حالت که انتظارش را دارید این است که پیروز انتخابات شوید، در این صورت سرزمین سوختهای را ایجاد خواهید کرد که امکان تحقق هیچ برنامه و هدف سازندهای را نخواهید داشت. از نظر اخیر و به لحاظ جناحی این امر به نفع اصلاحطلبان است، ولی چون کل کشور دچار مشکل خواهد شد، مآلاً اصلاحطلبان نیز زیان خواهند کرد. به نظر میرسد این دسته از اصولگرایان حاضر نیستند که تبعات و نتایجی که بر سیاستهای آنان بار میشود را به درستی تحلیل کنند.
همه کشور گلایه دارند
حسین شمسیان سرمقاله امروز نزدیک ترین موضوع اشاره مقاله قبلی است که در آن حسین شمسیان نوشته: نزدیک چهار سال از آغاز کار دولت یازدهم میگذرد. از روزگاری که رئیسجمهور و اطرافیانش، بیش از هزار و سیصد وعده رنگارنگ به مردم دادند و به هر شکل و زبان و اشاره ممکن گفتند که دِین خود را به مردم ادا خواهند کرد.
چهار سال بعد از آن روزها، سررسید وعدهها فرارسیده ولی هیچ خبری از خرمن و محصول نیست! مزرعه دولت آنچنان بیحاصل و خشک است که گویی اصلا کشت و زرعی صورت نگرفته و از همان روز بعد از انتخابات، همه وعدهها فراموش شده است!
به نوشته این روزنامه تندرو: در چنین شرایطی، منطقا امید به اعتماد دوباره، امیدی خلاف منطق خواهد بود.همه کسانی که در ایام تعطیلات نوروزی به مناطق شهری و روستایی درگوشه وکنار ایران سفر کرده بودند، در یک ره آورد متفق و مشترکند و آن گلایههای بیپایان و تلخ مردم از اوضاع معیشتی و اقتصادی است.
کیهان معتقد است حالا دیگر کسی نیست که صابون بیعملی و بیتدبیری دولت یازدهم به تنش نخورده باشد و از وضع سخت اقتصادی و معیشتی شاکی نباشد. اکنون کسانی که فروردین ۹۳ (نخستین نوروز دولت یازدهم) و در ایامی که دولت تدبیر ماه عسل خود را طی میکرد، با حرارت و شور از رای خود به رئیسجمهور محترم دفاع میکردند، از آن کار پشیمانند و معتقدند فرصت ۴ ساله مملکت با وعده و شعار گذشت و هیچ چیزی نصیب مردم نشد، سفرهها کوچکتر شد و بیکاری گستردهتر از همیشه! فساد وسیع اداری و مالی و بیسابقهترین دستدرازیها به بیتالمال در همین مدت و همزمان، تشکیل باندهای وابسته به برخی نورچشمیها برای واردات وسیع و حتی هدایت کالای قاچاق، در هر شهر و دیاری، جمع کثیری را بیکار کرد و داد مردم را در آورد.
خطری جدی
محمدعلی عسگری در مقاله ای در شرق تاکید کرده: رویکرد برخی گروههای تندرو در میان برخی گروههای چپ روشنفکری ایران را نیز نباید نادیده گرفت که در سالهای گذشته بدون بررسی عمیق و همهجانبه انتقادات خود سراپا دولت روحانی را با انگهایی نظیر «لیبرالیسم» و «سرمایهداری افسارگسیخته» و نماینده «طبقه مرفه» و... مورد انتقاد قرار داده و حتی کمکاریها و شکستهای دولتهای پیشین و گاه نواقص اساسی نهادینهشده را به حساب دولت روحانی واریز کردند.
به نظر نویسنده این مقاله: مجموع این عوامل و فشارها میتواند زمینه را از یک سو برای گسترش نارضایتیهای عمومی و بیمیلی اقشار زیادی از جامعه به انتخابات و از سوی دیگر حمایت از نامزدی «پوپولیست» و «ساختارشکن» فراهم کند. پوپولیستهایی که هیچ تمایلی به روحانی ندارند و او را اساسا با «ادا و اطوار شمالشهری» میبینند و حاضرند هرکسی جز او پیروز انتخابات شود. طبقات فرودست شهری - که تعدادشان در سالهای دولت احمدینژاد چندبرابر شد - هنوز در قدوقامت امثال فردی مانند او شخصیتی سادهزیست را میبینند که طرفدار محرومان و مستضعفان است. مسئله یارانههای نقدی سالهای گذشته نیز به این باور کمک میکند.
در انتهای مقاله خطری که جدی است آمده: وقتی واقعیتهای جسته و گریخته را کنار هم میگذاریم، معنای حرف امثال مشایی روشن میشود که میگوید «من فریاد میزنم بقایی همان احمدینژاد است» و به دنبالش حرف بقایی که میگوید «یک نفر باید خود را فدا کند». باید از آقای مشایی- تئوریسین حلقه احمدینژادها - پرسید مگر چه خبر است که حرف از «فداشدن» و «شهادت» میزند؟ آیا به جای یک انتخابات دموکراتیک، رفتارهای ساختارشکنانه آنان در پیش است؟ شاید کسانی توصیه کنند که باید به این حرفها و ادعاها بیتوجه بود اما به نظر میرسد اگر به این مسئله بهموقع توجه نشود، خطری که هماکنون جدی گرفته نمیشود، در آینده، دردسرساز خواهد شد.
کارتون محسن ظریفیان، اعتمادحق نشر عکساعتماد
Image caption
کارتون محسن ظریفیان، اعتماد
دلواپس یک انتخابات غیراخلاقی
حامد حاج حیدری در سرمقاله قدیمی ترین روزنامه جناح راست دلواپسی انتخابات آینده را چنین توصیف کرده: یک ماه و نیم مانده به انتخاباتی که بیش از همه انتخاباتهای قبلی عجیب و غافلگیر کننده به نظر میرسد، دلواپسی شمار کثیری از مردم آن است که نبرد انتخاباتی، فارغ از برادریهای انقلابی، به کشور، به سیاست، به فرهنگ، به اجتماع، به اقتصاد، و بر پیکر زندگیهای روزمره آسیبهای سهمگین وارد آورد؛ این «مصیبت انتخاباتی» منحصر به ما نیست، و از قضا در مقایسه با کشورهایی همچون آمریکا، وضع ما «هنوز» قدری بهتر است.
به نوشته روزنامه رسالت: واقع آن است که فرهنگ سیاسی ما تجربهای از این میزان «خصومت مفرط چشم در چشم» توأم با بیهنجاری و بیاحترامی گسترده را ندارد. در فرهنگ ما، سابقه تاریخی خصومت بوده است، اما نه چشم در چشم برادر. سویه تاریک دموکراسی در نظامهای سیاسی مدرن، این وضعیت ناجور را ممکن کرده است؛ و دامنه «مصیبت انتخاباتی» محدود به سیاست نمانده، بلکه از آن وسیعتر، به فرهنگ و زندگی روزمره مردم تسری یافته است و نسخههایی از این نوع مواجههها که تا پیش از این تنها در میان دیپلماتها و سیاستمداران ملاحظه میشد، امروز در میان مردم نیز مشهود است.
هشدار و دلواپسی روزنامه جناح راست این است که: ما در زیست هر روزه خود نیز عادت کردهایم به «خصومت مفرط چشم در چشم». ما، پس از آن که عادت کردیم به برخوردهای بیرحمانه دموکراسی، وارد فازهای بیریخت روابط اجتماعی هم شدهایم. باید برای این مایه دلواپسی فکری کرد.
فضای انتخاباتی غزل حافظ
آیدین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون به تفسیر غزل های حافظ تحت تاثیر انتخابات آینده ایران پرداخته و از جمله نوشته:
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید/ وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید. که تفسیرش این است: حافظ در مصرع اول آمدن بهار را تبریک میگوید و در مصرع دوم از انگیزههای انتخاباتی این غزل رونمایی میکند. حافظ با بیان «وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید» تلویحا میگوید این حجم احساس وظیفه در ایام منتهی به انتخابات نتیجه مصرف گل و استعمالهای نادرست است.
طنزنویس در تفسیر بیت صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست/ فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید نوشته:: سعی شده تا جنجالها و سر و صداهای انتخاباتی در این بیت به نمایش درآید. مرغ فریاد میکشد که ظرف آب پرتقال کجاست، نقاب گل از سرش میافتد و فریاد بلبل از وضعیت نابهنجار فرهنگی در دولت یازدهم به هوا میرود و اتومبیل گلِ ناهنجار را به پارکینگ منتقل میکند.
طنزنویس بی قانون در نهایت بیت من این مُرَقع رنگین چو گل بخواهم سوخت/ که پیر باده فروشش به جرعهای نخرید را چنین
تفسیرکرده است: میفرماید ما رفتیم آب پرتقال بخریم برای بچهها ویتامین رسانی کنیم، دیدیم گران است. مرقعمان (لباس کهنه) را درآوردیم که مبادله کالا به کالا کنیم گفتند ارزان است، یه چیزی باید سر بدهید. همانجا خودسوزی کردیم، به جرم سیاه نمایی زنده ماندیم.
۱۳۹۵ اسفند ۲۲, یکشنبه
چینیها پای ثابت تحریمهای آمریکا و جریمه به اتهام همکاری غیرقانونی با ایران
-شرکت مخابراتی ZTE به دلیل دور زدن تحریمهای ایران 892 میلیون دلارجریمه شد
- شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید گفته دوران نقض تحریمهای آمریکا به سر آمده
۱۹ اسفند ۱۳۹۵
شرکت چینی ZTE صادر کننده تجهیزات مخابراتی در توافقی که با دولت آمریکا داشت در ازای عدم پیگیری قضایی اتهاماش در مورد نقض تحریمهای آمریکا علیه ایران و کره شمالی ۸۹۲ میلیون دلار به واشنگتن جریمه پرداخت میکند.
مایکروسافت، IBM، هیولت پکارد (HP)، اوراکل، کوالکام (QCOM) و DELL تولیدکنندگان آمریکایی بودند که این شرکت چینی غیرقانونی محصولات آنها را به ایران، کره شمالی، سوریه، سودان و کوبا ارسال کرده بود
به گزارش وال استریت ژورنال بر اساس تحقیقاتی که پنج سال به طول انجامید مشخص شد این شرکت برای دور زدن تحریمهای آمریکا تبانی کرده و قطعات ساخت شرکتهای آمریکایی را پس از خرید در محصولات خود مورد استفاده قرار میداده و به صورت غیرقانونی به ایران و چند کشور دیگر ارسال میکرده است.
گرچه اعتراف به این تبانی اعتبار ZTE را زیر سوال برده، اما توافق آنها با آمریکا میتواند فعالیتهای آینده این شرکت را که برای تولید ۲۵ تا ۳۰ درصد از تجهیزات آن به شرکتهای آمریکایی وابسته است، شفافتر کند.
همچنین این شرکت متهم به ارسال ۲۸۳ محموله تجهیزات مخابراتی به کره شمالی است.
جف سشنز، دادستان کل آمریکا در بیانیهای گفته، شرکت ZTE نه تنها ممنوعیتهای صادراتی را که مانع رسیدن تکنولوژی آمریکایی به دست حکومتهای متخاصم است نقض کرده بلکه آنها در مورد اقدامات غیرقانونی دروغ هم گفتهاند.
ژائو ژیانمینگ، مدیر اجرایی شرکت ZTE در بیانیهای اعلام کرد که این شرکت به اشتباهات خود اعتراف میکند و مسئولیت آنها را میپذیرد و همچنین به انجام تغییرات مثبت در شرکت متعهد خواهد بود.
این شرکت در سال ۲۰۱۰ در قراردادی با ایران ۹۸ میلیون یورو سیستمهای شنود و سانسور اینترنت فروخت.
مایکروسافت، IBM، کوالکام (QCOMT هیولت پکارد (HP)، اوراکل و DELL تولیدکنندگان آمریکایی بودند که این شرکت چینی به طور غیرقانونی محصولات آنها را به ایران، کره شمالی، سوریه، سودان و کوبا ارسال کرده بود.
شرکت ZTE پس از این جریمه ۲.۳۶ میلیارد یوان (۳۴۲ میلیون دلار) در سال ۲۰۱۶ ضرر کرده که در چهار سال گذشته بیسابقه بوده است. بدون این جریمه این شرکت میتوانست ۳.۸ میلیارد یوان سود ثبت کند که ۱۸ درصد بالاتر از مدت مشابه در سال گذشته بود.
شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید در واکنش به جریمهی این شرکت گفته «دوران نقض تحریمهای آمریکا به سر آمده است».
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه ۱۵ بهمن فهرستی جدید از تحریمهای خود علیه ایران را به اتهام آزمایش موشک بالستیک منتشر کرد که به گفتهی مقامهای پکن در آن ۱۳ فرد و ۱۲ شرکت قرار داشتند که دو شرکت و سه فرد چینی در میان آنها دیده میشوند.
این افراد و شرکتها دیگر نمیتوانند به سیستم مالی آمریکا دسترسی داشته باشند یا با شرکتهای آمریکایی وارد معامله شوند.
۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه
ویکیلیکس اسناد جدیدی درباره فعالیتهای «سیا» منتشر کرد
جولیان آسانژ، بنیانگذار ویکیلیکس
سازمان غیرانتفاعی «ویکیلیکس» اسناد محرمانه ای را منتشر کرده که حاوی روش های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در شنود و هک تلفن ها و دیگر ابزارهای ارتباطاتی است.
بنا به گزارش خبرگزاری رویترز، در بخشی از هزاران سندی که روز سه شنبه ۱۷ اسفند ماه از سوی WikiLeaks منتشر شده، اشاره می شود به اینکه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در مشارکت با دیگر سازمان های اطلاعاتی آمریکا و دیگر کشورها، موفق شده تا با هک کردن تلفن های همراهی که از نرمافزار گوگل اندروید استفاده می کنند، از لایه های رمزگذاری شده اپلیکیشن های محبوبی چون واتزپ، تلگرام، و سیگنال، عبور کرده و به محتوای پیام های رودبدل شده دسترسی پیدا کند.
شرکت گوگل هنوز واکنشی رسمی به این خبر منتشر نکرده اما گفت تحقیقاتی را در اینباره آغاز کرده است.
سازمان ویکیلیکس که تحت جولیان آسانژ فعالیت می کند گفت انتشار این اسناد مربوط به قابلیت سازمان سیا در هک ابزارهای ارتباط جمعی، تنها اولین مورد از سری اسنادی است که به زودی منتشر خواهند شد و مهارت و ظرفیت کامل سازمان سیا در این حیطه را کاملا افشا خواهد کرد.
سازمان ویکیلیکس می گوید منبع افشای این اسناد محرمانه جدید آنها را به این دلیل منتشر کرده که معتقد است باید گفتمانی ملی آغاز شود درباره اینکه آیا قابلیت های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در هک ابزارهای ارتباطاتی از حیطه اختیارات و وظایف این سازمان فراتر رفته است یا نه.
۱۳۹۵ اسفند ۱۰, سهشنبه
میانجیگری اصلاحطلبان و رهبری: ردای هاشمی، رویای جهانگیری
ملاقات اسحاق جهانگیری معاون اول حسن روحانی با آیتالله خامنهای باعث ایجاد دریچهای تازه برای نزدیکی اصلاحطلبان به راس هرم قدرت در جمهوری اسلامی شده است. جهانگیری روایتی مثبت از این دیدار ارائه داده و از قول رهبر ایران نقل کرده که او به "همه جریانهای سیاسی" علاقهمند است.
جهانگیری: اخیرا در مورد جریان اصلاحطلب با رهبری صحبت کردم
ملاقات آقای جهانگیری با آیتالله خامنهای در شرایطی انجام شده است که اصلاحطلبان بعد از درگذشت علیاکبر هاشمی رفسنجانی به شدت نگران از دست رفتن کانالهای ارتباطی خود با رهبری بودند. اسحاق جهانگیری اکنون در مقام معاون اول دولت حسن روحانی این اختیار را دارد که نقش هاشمی را برای انتقال پیام میان اصلاحطلبان و رهبری بازی کند. او از این نقش راضی است و پیشتر هم در اسفند سال ۱۳۹۱ به همراه بیژن زنگنه و عبدالواحد موسوی لاری در دیداری با آیتالله خامنهای این کوشش برای ایجاد دریچههای گفتگوی اصلاحطلبان با رهبری را پی گرفته بود. جهانگیری پس از دیدار اخیر با آیتالله خامنهای هم از این که ردای میانجیگری بر دوش او قرار بگیرد استقبال کرده و گفته است: "به سهم خودم سعی میکنم تا آنجا که امکان دارد، در ایجاد و برقراری این کانال ارتباطی تلاش کنم."
انکار صورت مسئله
ایفای نقش وساطت در روابط میان اصلاحطلبان و رهبری به تقویت جایگاه جهانگیری میان اصلاحٓطلبان منجر خواهد شد و او را تبدیل به یک شخصیت محوری در این جریان سیاسی خواهد کرد. پیشتر گمانههایی درباره برخی دیگر از شخصیتها مانند علیاکبر ناطق نوری٬ سیدحسن خمینی٬ علیاکبر ولایتی و علی مطهری به عنوان رابطهای احتمالی میان اصلاحطلبان و رهبری وجود داشت ولی حالا این اسحاق جهانگیری است که توانسته جایگاه میانجیگری را کسب کند.
پیامهایی که قرار است از این طریق میان دو طرف رد و بدل شود تا حدی قابل پیشبینی است ولی مشخص نیست که این گفتگو به نتایج مورد انتظار طرفین هم خواهد رسید یا نه. محمد خاتمی رییسجمهوری اسبق که اغلب اصلاحطلبان او را به عنوان شخصیت محوری این جریان به رسمیت میشناسد به تازگی ایده آشتی ملی را مطرح کرده است و خواهان رفع کدروتها بر مبنای محورهای مشترکی مانند حفظ "اصل نظام" یا "ایران و منافع ملی" شده است. ایده او پیش از آن که فرصت چندانی برای بحث در فضای سیاسی ایران پیدا کند با مخالفت صریح آیتالله خامنهای روبرو شد که اصل مسئله یعنی قهر را به چالش کشید و گفت "مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد." بلافاصله بعد از آن هم ائمه جمعه در دستورکاری مشابه از تریبونهای خود در مذمت ایده آشتی ملی سخنرانی کردند و تحلیلگران اصولگرا هم این ایده را شکل جدیدی از "فتنهگری" اصلاحطلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دانستند.
آیتالله خامنهای: آشتی ملی معنی ندارد
آشتی ملی؛ مطالبه بیپاسخ
خاتمی البته همچنان بدون اشاره مستقیم به "آشتی ملی" پیگیر ایده خود است و گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که از اعضای فراکسیون امید هستند در این ایده با او هم نظرند. دیدار بیش از ۵۰ نماینده با خاتمی در روز هفتم اسفند ماه یک نشانه واضح بود از این که تلاشها برای اعتبار دادن به ایده خاتمی در میان مجلسنشینها هم جریان دارد. این دیدار در سالگرد انتخابات مجلس برگزار میشد که پیروزی لیست میانهروها و اصلاحطلبان تا حد زیادی مرهون پشتیبانی و تایید محمد خاتمی بود.
نگرانیهای همیشگی
نقش اسحاق جهانگیری به عنوان میانجی به ویژه در ماههای آینده پررنگ خواهد بود و او باید منتقل کننده پیامهای دوجانبه میان اصلاحطلبان و آیتالله خامنهای درباره موضوعی به شدت حساس مانند انتخابات ریاستجمهوری باشد. جهانگیری در روایت خود از دیدار اخیرش با رهبری به نوعی تایید وی درباره کاندیداتوری اصلاحطلبان برای انتخابات را بیان کرده و از قول او آورده "شخصیتهایی گفتهاند ما میخواهیم رئیسجمهور شویم و من وقتی پذیرفتم، به این معناست که اصلاحطلبان حضور داشته باشند." چنین پیامی شاید تا اندازهای به اصلاحطلبان دلگرمی بدهد که این بار قرار به حذف آنها نیست هر چند که این حس دلگرمی به شدت شکننده و توام با تردیدهای فراوان است.
بیم بزرگ اصلاحطلبان این است که در انتخابات پیشرو بار دیگر جریان رقیب از پیشتوانه حمایتهای خاص نهادهای نظامی به ویژه سپاه پاسداران بهرهمند شوند و در نتیجه رقابت را در یک وضعیت نابرابر به سود خود کنند. نگرانی از مداخله نهادهای نظامی را حتی حسن روحانی هم به صراحت بیان کرده و در نشست سراسری مجریان انتخابات گفت که نظامیان حق استقاده از اموال عمومی برای انتخابات را ندارند و در صورتی که چنین اتفاقی بیفتد دولت باید در مقابل آن بایستد.
ریسکهای یک انتخاب سیاسی
اصلاحطلبان در انتخاباتهای گذشته هم نسبت به مداخله نهادهای نظامی در انتخابات هشدارهای فراوان دادهاند و مهمترین عامل به حاشیه رانده شدن آنها در فردای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را هم میتوان درافتادن آنها با سپاه و برنامه این نهاد نظامی برای سرکوب این جریان سیاسی دانست.
آنها در شرایط فعلی اگر خواهان آشتی و اعتمادسازی با رهبر جمهوری اسلامی باشند قاعدتا امکان زیادی برای طرح نگرانیها درباره سلامت انتخابات نخواهند داشت و باید با احتیاط مضاعف بازی سیاسی خود را پیش ببرند. کنگره دوم حزب اتحاد ملت ایران اسلامی که روز پنجم اسفند برگزار شد - و آن را میتوان مهمترین تجمع حزبی اصلاحطلبان بعد از انتخابات ۱۳۸۸ تلقی کرد - نیز به خوبی این احتیاط در مواضع را بازتاب میداد. علی شکوری راد دبیرکل این حزب با نوعی حس همدلی نسبت به دیدگاه آیتالله خامنهای گفت که "اگر مبنای قهرها همان باشد که مقام معظم رهبری برشمردند، نیاز به آشتی ملی نیست و این آشتی حاصل است." عباس عبدی از تئوریسینهای اصلاحطلبان هم در مصاحبهای ضمن استقبال از دیدار جهانگیری با آیتالله خامنهای گفته که "اصلاحطلبان تاکنون گمان میکردند که از دیدار آنها با رهبری استقبال نمیشود بنابراین اقدامی هم در این زمینه نمیکردند از حالا به بعد این پیش فرض را باید تغییر داد."
بنابراین به نظر میرسد اصلاحطلبان مایلند با میانجیگری جهانگیری بازهم پالسهای مثبت برای رهبر جمهوری اسلامی مخابره کنند و او را نسبت به بیخطر بودن خود درباره تمامیت نظام سیاسی مطمئن سازند. اصلاحطلبان در این تاکتیک به دنبال سازمانیابی دوباره٬ احیای احزاب به حاشیهرفته و بازیابی بسیج اجتماعی خود هستند اما بعید نیست که این نزدیکی یک طرفه و بدون پیششرط به راس قدرت باعث ناخرسندی و دلسردی بدنه حامیشان شود که میبینند تاکید بر مطالبات برآورده نشده قبلی حالا جای خود را به تلاش برای سازش داده است.
۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه
روزنامه های تهران، ناکارآمدی دولت یا مخالفان دولت

۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه
آیا فضای سیاسی در ایران بسته تر شده است؟ » علی اصغر رمضانپور

در آن زمان ( حتی تا پایان دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد) میانه روها و اصلاح طلبان همچنان از موقعیت سیاسی نیرومندی در حاکمیت برخوردار بودند و در پیوندی نزدیک تر با رهبر جمهوری اسلامی نسبت به اکنون قرار داشتند. محدودیت برد رسانه های خارجی و گسترده نبودن شبکه های اجتماعی متکی بر اینترنت نیز سبب شده بود تا قدرت رژیم برای ایجاد خفقان رسانه ای و محدودیت در جریان اطلاع رسانی بیش از شرایط کنونی باشد. همچنین مشروعیت و مقبولیت رهبری آقای خامنه ای توسط نیروهای درون حاکمیت به چالش کشیده نشده بود. و حاکمیت از انسجام درونی بیشتری برخوردار بود. پس از اعتراض های خیابانی در سال ۸۸ که با تشدید رقابت در بالاترین سطح حاکمیت سیاسی روبرو بود آقای خامنه ای و کوشید با تصفیه سیاسی گسترده نوعی انسجام ساختگی را به حاکمیت سیاسی در ایران برگرداند. اما ناتوانی در اجرای این پروژه و شرایط سخت ناشی از تحریم های اقتصادی و نفتی او را واداشت تا با آنچه خود نرمش قهرمانانه توصیف کرد به عقب نشینی سیاسی و وارد شدن به مذاکره با امریکا برای رسیدن به توافق اتمی تن دهد.
این مقایسه تاریخی به ما این امکان را می دهد تا درباره مسیرهای پیش روی حاکمیت در شرایط تازه گمانه هایی مطرح کنیم: رهبری جمهوری اسلامی با اتکا به این تجربه تاریخی می داند که تشدید رقابت تسلیحاتی و وارد شدن به افزایش تنش های سیاسی و رویارویی های هرچند کوچک نظامی، نظام سیاسی ایران را آسیب پذیرتر می کند. نه فقط انسجام سیاسی ناشی از سرکوب های سال های اخیر بلکه حتی شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز متزلزل تر از آن است که بازگشت به شرایط دوران تحریم ها را تاب آورد. همزمان منازعات پشت پرده برسر دستیابی به منصب رهبری نظام در روزهای پس از مرگ آقای خامنه ای ( که تا حدی پس از مرگ هاشمی رفسنجانی تشدید شده است) تندروها را بر آن می دارد تا بر شدت فشارهای خود بر میانه روها و اصلاح طلبان بیفزایند. در چنین شرایطی رهبران حاکمیت سیاسی فعلی به چیزی بیش از ادامه دولت میانه رویی به مراتب کم رمق تر از دولت فعلی حسن روحانی تن نخواهند داد. این به معنای تداوم سیاستی محافظه کارانه در فضای سیاسی ایران است. اما این همه ماجرا نیست.
شرایط اجتماعی و حضور فعال گروه های اجتماعی مختلف در شبکه های اجتماعی سبب شده است تا حاکم کردن نوعی فضای سیاسی که با آرامشی قبرستانی همراه باشد روز به روز دشوار تر باشد. اذعان به این دشواری را می توان در میان سخنان همراه با نگرانی رییس قوه قضاییه و سخنگویان اصلی تندروها علیه شبکه های اجتماعی جست وجو کرد. زنده بودن افکار عمومی ایران که خود را در مواردی مانند واکنش های گسترده به بحران مدیریت در حادثه آتش سوزی در ساختمان پلاسکو نشان می دهد راه را بر هرگونه مصالحه سیاسی پایدار در سطح بالا بدون در نظر گرفتن افکار عمومی می بندد. به این ترتیب شاید بتوان در این که خیال آسوده تندروها در ایران دوامی داشته باشد تردید کرد و این پرسش را مطرح کرد که آیا انتخابات پیش روی ریاست جمهوری اسلامی در ایران به نقطه عطفی برای یک تحول سیاسی مهم دیگر تبدیل نخواهد شد؟ تحولی که از جنبه ای می تواند بازتابی باشد از واکنش همراه با نگرانی افکار عمومی ایران به قدرت گرفتن ترامپ در امریکا.
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه
دلنوشته یک اساتید ممتاز دانشگاه تهران در سوگ آیت الله هاشمی(ره)
به گزارش جماران، متن کامل دلنوشته غلامعلی افروز، استاد ممتاز دانشگاه تهران به شرح زیر است:
هوالعلیم
آیتالله هاشمی رفسنجانی
آیت صلابت و صبوری
اسوه اعتدال و اعتلا
در نگاه روانشناسی رشد و تحوّل و از منظر آموزههای قرآنی، شخصیت انسانهای رشد یافته به مثابه شجره طیبهای است که یک تناسب و توازن زیبا در ریشه، تنه و شاخهها و شکوفههای آن مشهود میگردد. به سخن دیگر، تعالی و شکوفایی شخصیت انسانهای رشد یافته در گرو تعادل، توازن و هماهنگی و یکپارچگی همه شاخههای وجود، همه جلوههای نیکوی شخصیت انسان در حیات فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی در بستری از ارزشهای اخلاقی و معنوی میباشد.
همین است که از جمله ویژگیهای شخصیتی انسانهای خلاّق و خلاّقپرور، در کنار هوشمندی و تفکّر واگر، خصیصههایی همچون بلندنگری، مطلوباندیشی، گشادهرویی، صبوری، تعاملات مطلوب اجتماعی، اندیشه تلاشمداری، نیایش و توکل، وحدت درونی، هماهنگی و رشد همهجانبه جلوههای خوشآیند منش دل آرام ایشان میباشد.
همین است که انسانهای خودبین و متکّبر، حسود و بخیل، خودشیفته و خودپرست شخصیت خود را در یک حصار روانی محبوس مینمایند و به رغم بزرگ شدن، درخت وجودشان از جوانهها و شکوفههای پر طراوت محروم میماند.
این جانب بیش از چهل سال از دور و نزدیک حضرت آیتالله هاشمی را به نیکی میشناختم، با آن راحل جنّتمکان بسیار مأنوس بودم و از محضرشان درسها آموختم.
در موقعیتها و شرایط متفاوت روانی و اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با ایشان گفتوگو داشتم، همیشه ثبات فکری، صلابت و کرامت شخصیت، گذشت و مروّت، بلنداندیشی و امیدآفرینی آیتالله هاشمی برایم فوقالعاده مهم و ارزشمند بود و به نیکی شاخهها و شکوفههای پراعتلای شخصیت محبوب و متعالی اثربخش معظم له را شاهد بودم.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با صبغه علمی و فرهنگی و دغدغههای ارزشی در هر شرایط و موقعیتی که مسوولیت خاصی را پذیرا میشدند، با اندیشه و بصیرت، مطالعه و مشورت، آیندهنگری، بلنداندیشی، با همّت والا و عزم راسخ و تلاش پیگیر و توکّل به خدا، شایستهترین و بایستهترین تدابیر و اقدامات را مبذول مینمودند.
در گرویدن به جرگه طلاّب علوم دینی، ایفای رسالت دینی و فرهنگی، در ریعان جوانی جایگاه اصیل خود را در حوزههای علمیّه دینی استوار نموده و با عمیق شدن در مفاهیم و آموزههای دینی و ارائه نظریههای خلاّقانه در حوزههای مختلف تا مقام اجتهاد و تفسیر تخصصّی قرآن کریم به ویژه تفسیر جغرافیایی و جهانی قرآن تلاش مینمایند و در این راه توفیقات پر برکتی مییابند.
در پیوستن به نهضت حاکمیت ارزشهای اسلامی و همراه شدن با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و همدلی و همگامی با امام خمینی (ره) از هیچ تلاش و جانفشانی فروگذار نبودند و در طریق پیروزی انقلاب اسلامی سالهای متمادی آوارگی، زندان و شکنجه را به جان خریدند و جامه زیبای صبر را بر تن کرده و الگوی نیکویی از یک مجاهد نستوه را ترسیم نمودند.
حضرت ایشان از همه فرصتها، ولو در زندان، برای دانشافزایی تخصصی و تولیدات علمی و فرهنگی با نگاه قرآنی، با صبوری و امیدآفرینی بهره میبردند.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان نزدیکترین یار و یاور امام خمینی (ره) در حساسترین جایگاهها قرار گرفته و در سالهای آغازین جنگ تحمیلی با حکم امام راحل فرماندهی جنگ و دفاع مقدّس را عهدهدار شدند.
در کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی با اولویت دادن به طرحها و لوایح ملّی و تحوّلآفرین، ماندگارترین قوانین را به تصویب رساندند. بدون تردید یکی از این قوانین مترقّی و پر افتخار در قلمرو تعلیم و تربیت کشور، قانون تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی است که زمینه تحت پوشش قرار گرفتن هزاران نفر از کودکان و نوجوانان محق استثنایی را فراهم نمود.
دوران ریاستجمهوری آیتالله هاشمی رفسنجانی از پرشکوهترین و پربرکتترین برهههای چند دهه اخیر است. به رغم بسیاری از نارساییها و محدودیتها، آهنگ رشد علمی و فرهنگی، سازندگی و آبادانی در گستره ایران اسلامی طنینافکن شد.
حضرت آیتالله هاشمی با درایت مدّبرانه کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی و جایگاه ریاستجمهوری را با منبر پر قداست امامت جمعه تهران پیوند زده و با بهرهگیری از فرصتهای طلایی نماز جمعه مهمترین مسائل، چالشها و نیازهای جامعه اسلامی ایران را به زیباترین و اثربخشترین زبان با اقشار مختلف مردم، با بازتاب جهانی آن، در میان میگذاشتند و سیاستهای راهبردی و تدابیر مؤثر را مطرح مینمودند.
به عنوان مثال ارائه پیشنهاد مستدل و منطقی برای طراحی و آغاز عملیات متروی تهران و کلانشهرهای ایران اسلامی در دهه یک هزار و سیصد و شصت در جایگاه نماز جمعه با وجود بسیاری از مخالفتها و مقاومتها، نهایتاً مقبول واقع میگردد و امروز، همگان حقانیّت آن اندیشه والا و تدبیر خردمندانه را میستایند. طرح تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی برای رشد علمی کشور نمونه دیگری از بلنداندیشی آن استاد فرزانه و متفکّر و خلاّق بود که در سکّوی نماز جمعه تهران مطرح نمودند و امروز، به رغم برخی کاستیها به بار نشسته و صف و نوبت ورود فارغالتحصیلان متوسطه را به دانشگاهها به حداقل رسانده است. شایان ذکر است که در اوایل دهه شصت کمتر از ۱۰ درصد از دیپلمههای داوطلب ورود به مراکز آموزش عالی کشور توفیق ثبت نام در دانشگاه را مییافتند اما امروز شاهد آن هستیم که همه جوانان دیپلمه در صورت تمایل میتوانند در یکی از رشتههای تحصیلی در واحدهای دانشگاهی موجود در گستره ایران اسلامی مشغول تحصیل شوند.
یقیناً نقش اثربخش و ماندگار حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی از بدو شکلگیری مجلس خبرگان در مقام مشاورت عالی مقام معظم رهبری، به خصوص در تصویب سیاستهای کلان ملّی در بستر ارزشهای فرهنگی و با نگاه بینالمللی فوقالعاده حساس، مهم، ارزشمند و مغتنم بود.
الحق آن راحل دیار جاودان، اندیشمند علمی و فرهنگی، شخصیت وارسته و فرزانه، آیینه زلال تاریخ پویای قرن حاضر، اسوه نستوه، پر صلابت و صبور، شجاع و مدیر و مدبّر، تلاشمدار متوکّل، متفکّر خلاّق جهان اسلام، محبوب قلوب وارستگان و فرزانگان آیتالله هاشمی رفسنجانی حیات پربرکتش از زیباترین مصادیق شجره طیبّه پرشکوه و پربرکت در بوستان هستی میباشد.
افسوس که در مواقعی، بعضی از سادهلوحان سطحینگر، دوستان سادهاندیش، واماندگان کمبصیرت، شهرتطلبان بیپروا، حسودان تنگنظر، بخیلان خودنگر، انحصارگران پرنفاق، قدرتطلبان خودشیفته، پریشانفکران لجامگسیخته، مغرضان تیرهدل نتوانستند و یا نخواستند، حقیقتِ وجود، بزرگی و عظمت شخصیت جهانشمول، فخر و عزّت مسلمانان آزاده را به نیکی بشناسند و خواسته یا ناخواسته مظلومیت آن بزرگ مرد تاریخ اسلام را مضاعف و محبوبیت ایشان را بر فراز عصرها و نسلها جاودانه نمودند؛ چرا که شخصیت آیتالله هاشمی رفسنجانی آمیزهای از اخلاص، صبوری، تلاش و توکّل بود و خدا یاور بندگان مخلص، صبور و پرتلاش است.
از خالق مهربان برای آن راحل جنّتمکان علّو مقام و برای همه یاران و رهروان صدیق ایشان سلامت و صبوری و تلاشمداری مسألت دارم.
دکتر غلامعلی افروز
استاد ممتاز دانشگاه تهران
۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه
اسرائیل در پی تشکیل جبهه ای واحد علیه دولت ایران است
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در جریان ملاقات امروزش در لندن با ترزا می، نخست وزیر انگلستان، همۀ "کشورهای مسئول" را به پیروی از سرمشق آمریکا فراخواند و از آنها خواست که در واکنش به تهاجمات جدید دولت ایران تحریم های تازه ای را علیه این کشور اعمال کنند.بنیامین نتانیاهو همچنین گفت که ایران آشکارا در پی نابودی اسرائیل است و قصد سلطه بر خاورمیانه را دارد و با تحریکات پی در پی اش اروپا، غرب و کل جهان را تهدید می کند.
بنیامین نتانیاهو، هدف از سفرش را به لندن ایجاد جبهه ای واحد مرکب از اسرائیل، آمریکا و بریتانیا علیه جمهوری اسلامی ایران خواند. در ملاقات با خانم می و بوریس جانسون، وزیر امور خارجۀ بریتانیا، نخست وزیر اسرائیل خواستار همکاری های امنیتی، اقتصادی و تکنولوژیک دو کشور شد.
پیش از سفر به لندن، نخست وزیر اسرائیل در نشست کابینۀ دولت این کشور گفته بود که در سفرش به بریتانیا قصد دارد "بر نیاز تشکیل یک جبهۀ مشترک علیه تهاجمات تحریک کنندۀ دولت ایران تأکید کند که در روزهای اخیر مجدداً سر بلند کرده است."
نخست وزیر اسرائیل همچنین گفت که در ملاقات با رهبران بریتانیا در خصوص تعمیق مناسبات دو کشور در زمینه های امنیتی، اقتصادی و تکنولوژیک در حیطۀ سایبری گفتگو می کند.
نتانیاهو گفته است که اسرائیل خود را برای دورۀ دیپلماتیک مهمی آماده می کند. قرار است هفتۀ آینده نخست وزیر اسرائیل برای ملاقات با دونالد ترامپ عازم واشنگتن شود و سپس به سنگاپور و استرالیا سفر کند.
ADVERTISING
پیش از سفر به لندن، نخست وزیر اسرائیل گفته بود که "حکومت اسلامی ایران در تلاش است که عزم دولت های جدید لندن و واشنگتن را با تهاجمی خارق العاده و گستاخی ای غیرمعمول به سنجش بگذارد." او همچنین تأکید کرده بود که "مهمترین موضوع در حال حاضر این است که کشورهایی نظیر اسرائیل و دولت های جدید انگلستان و آمریکا علیه تهاجم ایران متحد بشوند و محدودیت ها و مرزهای روشنی برای این کشور تعریف کنند."
دولت انگلستان که در حال خروج از اتحادیۀ اروپا است در پی ایجاد ائتلاف های جدید بین المللی به ویژه با ایالات متحد آمریکا است. دولت انگلستان در عین حال مناسباتش را با اسرائیل طی هفته های گذشته تقویت و نزدیک تر کرده است.
با این حال، برخلاف آمریکا، دولت انگلستان دارای مناسبات دیپلماتیک کامل با جمهوری اسلامی ایران است و وزارت امور خارجۀ بریتانیا تا این لحظه در مورد آزمایش های موشک های بالستیکی ایران سکوت کرده است. هنوز معلوم نیست که نتانیاهو بتواند دولت لندن را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل و آمریکا هم موضع کند.
بریتانیا یکی از شش قدرت جهانی امضاکنندۀ توافق اتمی با ایران است و این توافق را برای تأمین امنیت منطقه حیاتی می داند. سخنگوی رسمی نخست وزیر بریتانیا تصریح کرده است که گفتگوهای ترزا می و بنیامین نتانیاهو مسائل امنیتی، بین المللی و همچنین روند صلح خاورمیانه را نیز شامل می شوند.
در دسامبر گذشته دولت لندن از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل علیه شهرک سازی های یهودی در کرانۀ غربی رود اردون پشتیبانی کرد.
جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر انگلستان، از نخست وزیر این کشور خواسته است که در گفتگوهایش با بنیامین نتانیاهو صریحاً از حقوق مردم فلسطین پشتیبانی کند.
۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه
۲۱ بهمن ۱۳۹۵ نامه سعید شیرزاد خطاب به مریم کریمبیگی، از بازماندگان کشتهشدگان عاشورای ۸۸
سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجاییشهر کرج که ۲۶ دی ماه امسال پس از ۳۹ روز اعتصاب غذا، به دنبال جلسه با نماینده دادستان و قاضی ناظر بر زندان رجاییشهر و وعده آنها برای رسیدگی به مطالباتش به این اعتصاب پایان داد، نامهای خطاب به مریم کریمبیگی، خواهر مصطفی کریمبیگی، از کشتهشدگان حوادث عاشورای ۸۸ نوشته است و به خاطر بازداشت مادر ایشان (شهناز اکملی)، با او ابراز همدردی کرده است.
سعید شیرزاد، از زندانیان سیاسی زندان رجاییشهر
شهناز اکملی روز چهارشنبه ششم بهمن در خانه شخصی خود بازداشت شد.
نرگس محمدی، آتنا دائمی، مریم اکبری منفرد و گلرخ ابراهیمی ایرایی، چهار زن زندانی در بند زنان زندان اوین، روز ۱۸ بهمن در نامهای خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط این زندانی سیاسی شدند:
سعید شیرزاد اما خطاب به مریم کریمبیگی نوشته است:
خانه سالهاست که مصطفی ندارد و غمخوار دلتنگیهای مریم، شانههای مادر بود که هقهق و گریههای بیکسیاش استخوان را خاکستر میکند.
خانه سالهاست که مصطفی ندارد، ولی خانه مصطفی سالهاست که مادر شهناز دارد.
سالهاست که مادر شهناز در نبود مصطفی غمخوار گریههای مریم است که این روزها شانههایی برای گریستنش نمانده است.
خانه سالهاست که مصطفی ندارد، ولی مادر شهناز سالهاست صدای بیصدای دربندانی شده است که مادری ندارند تا که برایشان فریاد شود.
خانه اگرچه مصطفی نداشت، ولی مادر شهنازی بود که مادرم بود و در بیخبری مادر از ۴۰ روز لبدوزی و اعتصاب غذایم، نگران بود؛ مادر شهنازی بود که ۷۰ روز صدای بیمادری برادرم آرش بود؛ مادر شهنازی بود که گوهر ستار را همدرد بود.
خانه سالها مصطفی نداشت و این روزها مادر شهناز را هم ندارد تا که تکیهگاه دلتنگیها و هقهقهای مریمش باشد.
مریم عزیزم؛
میدانم که سخت است بیتابیهایت را به زبان آوردن، ولی صدای هقهق و دلتنگیهایت که آسمان را در هم میدرد شنیدم و دلتنگیات استخوانهایم را به آتش کشید.
مریم عزیزم؛
میدانم که سالهاست خانه بیمصطفایتان با اشک پوری و خون مرتضایِ شاملو رنگ گرفته و بر جایجای آن اشک تو و خون مصطفی نقش بسته است.
مریم عزیزم؛
سالهاست که در میدان تیر چیتگر، شانههای استخوانی و گیسوان عاطفه را باد با خود میبرد و چند سالیست گیسوان تو را نیز خیابانهای تهران به باد سپرده است و از شانههای مادر، دیواری برای دلتنگیهایت ساخته است.
مریم عزیزم؛
میدانم که این حرفها جز اشک برایت چیزی ندارد؛ ولی باور کن که تو را خوب میفهمم، وقتیکه مادر همایم را باد با خود برد و برادرم در گم و گیج شدنهای شهر پناهگاهشدهاش و در کوچه پس کوچههای بنبستشده غربت، تنهای تنها گریست و از پر کشیدن مادر همایم در خود گریستم و فروریختم از سکوتم.
باور کن که تو را خوب میفهمم، وقتیکه رفیق و همدردم شاهرخ جاودانه شد و در این ویرانهسرا تنها و بیکس شدم.
باور کن تو را خوب میفهمم این روزها که برادر دربندم، لقمان، سیاهپوش خواهر شد و آخرین ملاقات را هم از او دریغ کردند و با او گریستم.
مریم عزیزم؛
این روزها که مادر شهنازمان را به جرم صدای بیصدایان بودن به بند کشیدهاند، باور کن که دلتنگیها و اشکهایت بار سنگینیست بر دوش مادر و برای او هم که شده باید مقاوم باشی و استوار که امیدمان به فرداست و انتقامی که لبخند کودکانمان خواهد بود.
سعید شیرزاد
زندان گوهردشت
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
۱۳۹۵ بهمن ۱۳, چهارشنبه

اندیشه خاتمی؛اعتدال روحانی, [۳۱.۰۱.۱۷ ۱۵:۲۲]
پزشکیان: هیچکس بیش از خاتمی، هاشمی و موسوی به این نظام خدمت نکرده است/ چرا همه روسای جمهور و مجلس پس از اتمام دوره ضدنظام نامیده میشوند
- نایب رئیس مجلس: تخریب نزدیکان رییسجمهور از سوی مخالفان دولت به ضرر خودشان است.
- قوه قضاییه باید با اتهامزنندگان برخورد کند.
- آیا کسی از هاشمی، خاتمی و موسوی بیشتر به این نظام خدمت کرده است؟ چه اتفاقی در این نظام افتاده که هر کسی به میدان میآید، خائن، جاسوس و فتنهگر است.
- (درباره انتشار خبرهایی درباره تخلف برادر رییسجمهور) سوال اینجاست در صورتی که این فرد پرونده دارد، چرا این پرونده را در اختیار دادگاه قرار نمیدهند؟ اگر قوه قضائیه و دادگاه در جریان این اخبار قرار میگیرد، چرا برای دریافت پرونده اقدام نمیکند؟ اگر پرونده مربوط به این فرد غیرواقعی است، چرا با کسانی که اقدام به اتهامزنی میکنند، برخوردی صورت نمیگیرد؟ اگر این پروندهها واقعی است، چرا با این فرد متخلف برخوردی صورت نمیگیرد؟ این مسئله به ضرر خودشان است.
- قوه قضائیه وظیفه دارد با رعایت قانون به جرایم رسیدگی کند. اینکه در رسانهها بگوییم فلان مسئول متخلف است، درست نیست. اینکه بدون صدور حکم قضایی اتهام بزنیم، درست نیست. درصورتی که من مرتکب تخلفی شده و متهم به اتهامی هستم، قوه قضائیه حق ندارد من را بهعنوان محکوم معرفی کند، بلکه باید به اتهاماتم رسیدگی شود و در صورت اثبات بهصورت قضائی به این تخلفات برخورد شود، نه اینکه در رسانهها اتهامزنی کنند.
- محکوم کردن پیش از محاکمه مغایر با بیطرفی قضائی است.
- قوه قضاییه با اتهامزنندگان به نزدیکان رییسجمهور برخورد کند.
- اهانتکنندگان به هاشمی شخصیت خود را معرفی میکنند.
- فعلاً قصد ندارم نامزد انتخابات ریاستجمهوری شوم.
- چرا باید رییسجمهور مستقر کشور ردصلاحیت شود؟!
- چرا همه روسای جمهور و مجلس پس از اتمام دوره ضدنظام نامیده میشوند؟
- چه اتفاقی در این نظام افتاده که هرکسی به میدان میآید، خائن، جاسوس و فتنهگر معرفی میکنند؟
- یک جای کارمان مشکل دارد و مشکل از این افراد نیست. باید ببینیم کجای کارمان ایراد دارد که هر کسی به میدان میآیند تا مسئولیتی بپذیرد، از فردا برایش پرونده میسازیم و آبرویش را میبریم. یعنی همه این افراد خائن و جاسوس و فتنهگر بودند؟!
- شاید بتوانیم بپذیریم که یک یا دو نفر از این افراد واقعاً منحرف شده باشند اما چگونه ممکن است که همه مشکلدار باشند. در این نظام چه اتفاقی میافتد که هرکسی به میدان میآید قابلتایید و انقلابی است و به محض اینکه از میدان خارج میشود، هزار مشکل پیدا میکند.
- کسانی که در این مملکت تلاش کردهاند را باید قدر بدانیم. آیا کسی از هاشمی، خاتمی و موسوی بیشتر به این نظام خدمت کرده است. این افراد همگی عیبهایی هم داشتهاند اما قطعاً نکات مثبت فراوانی نیز داشتهاند. نمیگوییم که این افراد هیچ عیب و نقصی نداشتهاند، همه عیب دارند اما هرچه در چنته داشتند، برای مردم و انقلاب گذاشتند. /ایلنا
@andishe_azady
اشتراک در:
پستها (Atom)
