کروبی وموسوی راآزادکنید

کروبی وموسوی راآزادکنید

۱۳۹۱ شهریور ۲, پنجشنبه

:: میرحسین موسوی، رهبر ۷۱ ساله جنبش سبز در اثر کم تحرکی و فشارهای عصبی ناشی از ۵۵۵ روز حبس خانگی دچار عارضه قلبی شد


یکی از مهمترین دلایل بیماریهای قلبی و تنگ شدن عروق کم تحرکی بخصوص در سنین بالاست. در مورد میرحسین موسوی از یک طرف کم تحرکی و سن بالای او و از طرف دیگر فشارهای عصبی ناشی از حبس و کودتای نظامی در مملکت ، موجب عارضه قلبی گردید. و ادامه این افکار و فشارها امکان دارد جان میرحسین را نیز تهدید نماید جای آن دارد دوستان طرحی نو در اندازند و بنیان مسبب این بیماری میر محبوس جنبش سبز، دیکتاتور پلید ایران را بر اندازند. از اجتماعات همزمان با اجلاس غیر متعهد ها گرفته تا نامه نگاری به مسئولین حاضر در اجلاس یا یافتن بیمارستان میرحسین و اعلام حمایت از وی و اهداف سبزش به امید آزادی و سلامت کامل میرحسین عزیز. یاحسین میرحسین

۱۳۹۱ مرداد ۲۶, پنجشنبه

شاید مجلسی ها خجالت بکشند و مردم عبرت بگیرند!


او که این نوشته را در دست دارد جانباز جنگ ایران وعراق است. ظاهرا در زندگی به خاک سیاه نشسته و حالا مقابل در ورودی مجلس با همین نوشته روی زمین نشسته است تا هم مردمی که عبور می کنند و هم آنها که بنام نماینده مردم برده اند مجلس ببینند ملت در چه حال و روزی است. مردم ببینند بر قربانیان جنگ قبلی چه رفته است تا آینده خویش را در جنگی تازه حدس بزنند!


۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

تلاش های تازه رهبر برای نپذیرفتن شکست !

این روزها، کارگزاران و گردانندگان بیت رهبری، برای آقای خامنه ای دیدار و سخنرانی ترتیب میدهند. حتی جلسه پرسش و پاسخ دانشجوئی! و ایشان هم در این دیدارها حرف هائی می زند که ربط مستقیمی به انگیزه و بهانه آن عده دستچین شده ای که به دیدارش برده می شود ندارد، بلکه پاسخ غیر مستقیم به منتقدان سیاست ها و رهبری و مدیریت شخص اوست. مدیریتی که به گفته هاشمی رفسنجانی در آخرین اظهار نظرش که در پیک نت نیز با عنوان بزرگ منتشر شد، فکری باید برای آن کرد زیرا امیدی به آن نیست!

آقای خامنه ای پاسخ غیر مستقیم به آن مباحثی می دهد که درجلسات غیر علنی با حضور وی مطرح شده است. از جمله دیدار هاشمی و خامنه ای، پس از جلسه مهم مجمع مصلحت نظام با شرکت احمدی نژاد و وزرای نفت و اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی و گفتگوی تندی که آن دو با هم داشته اند. به این ترتیب است که هدف اصلی دیدارهائی که برای رهبر این روزها ترتیب می دهند، طرح پاسخ ها خامنه ای به منتقدان درون حکومتی و نوعی دفاع از خویش است.

نه تنها آنها که در ایران زندگی می کنند، بلکه کافی است یکنفر که در خارج زندگی می کند برای یک هفته به ایران سفر کند تا به چشم خویش ببیند "امنیت"ی در جامعه باقی نمانده است. حتی مردان از بیم تهدید و خالی کردن جیب و به خطر افتادن جانشان می ترسند سوار اتومبیل های شخصی و مسافربری شوند. فساد و فحشاء به نقطه انفجاری رسیده است. در ادارات دولتی، از مراجعینی که از خارج برای امور ملکی و مالی و بانکی شان به ایران سفر کرده اند، کارمندان علاوه بر دلار و یورو، وسائل و قرص های جنسی طلب می کنند! فقر بیداد می کند. همچنان که غارت و ثروت اندوزی اقلیتی وابسته به حاکمیت و نزدیک به فرماندهان سپاه بیداد می کند. نفرت از سپاه پاسداران به اوج خود رسیده است. در جلسه مجمع مصلحت نظام رسما گفته می شود که رهبر گفته رقم واقعی تورم را برای مردم اعلام نکنید تا از این مرحله عبور کنیم. کدام عبور؟ چه وقت؟ با کدام سیاست و مدیریت؟ با کدام حمایت ملی؟ با کدام مشروعیت؟ هیچ امیدی به عبور از این مرحله وجود ندارد. رهبر دروغ می گوید، بر سیاست فریب مردم پافشاری می کند و از تغییر سیاست فاجعه بار نظامی اش وحشت دارد زیرا میداند پس از این عقب نشینی است که باید پاسخ بسیاری از عوارض و عواقب این سیاست را بدهد. حتی در زمینه علوم و فعالیت های اتمی که ایران می توانست اکنون بسیار فراتر از آنچه ادعا و تبلیغ می شود به این علم دست یافته باشد. و این نشد مگر بر اثر سیاست جنجالی، جنگی و تحریک و تهدید نظامی در منطقه که سکان آن در دست خامنه ای بوده و هست! مردم فرماندهان سپاه را مشتی ثروت اندوز می دانند نه نظامیانی در پی دفاع از میهن. یک کودتای خونین را ملت به حساب آنها و شخص علی خامنه ای نوشته اند.

همین وضع بحرانی، نارضائی گسترده و وحشت روحانیون از سقوط نظام و سقوط تشییع در ایران و نارضائی در بدنه سپاه است که موجب شده برای رهبر جلسات دیدار و پرسش و پاسخ ترتیب بدهند تا او از خود دفاع کند. خامنه ای هنوز دست و پا می زند که به سیاست های ویرانگر خود ادامه بدهد و کارگزارانی که دور خود جمع و آنها را سیر کرده بر مسند قدرت حفظ کند. او نمی خواهد عقب نشینی کند زیرا میداند یک گام عقب نشینی یعنی آغاز طرح علنی ضرورت کنار گذاشتن او. کافی است اعتراضات و هشدارهای روحانیون بلند پایه را در هفته های اخیر با دقت دنبال کرده باشید تا بدانید چرا خامنه ای اینگونه دست و پا می زند!

از جمله در آخرین دیدار و یا باصطلاح پرسش و پاسخی که برایش با حضور عده ای که گویا دانشجویان نخبه و برجسته بوده اند ترتیب دادند. حتی در همین دیدار فرمایشی نیز سئوالاتی طرح شده که پایگاه اطلاع رسانی بیت رهبری آن سئوالات را حذف کرده و به تعبیر خود و مضمونی یکی دو خط اشاره به این سئوال کرده و سپس فرمایشان آقا را به آن چسبانده است. وقتی گل و لای این گزارش آبکی را فوت می کنید و لفاظی ها و قلنبه گوئی های خامنه ای را از آن کنار می زنید، آنچه می ماند اعتراض به وضع اقتصادی جامعه در همین جلسه دانشجوئی است و به همین دلیل خامنه ای یکبار دیگر از تغییر غیر قانونی اصل 44 قانون اساسی دفاع می کند و به اقتصاد سوسیالیستی حمله می کند! بخش هائی از این گزارش آبکی را در همین شماره پیک نت می خوانید.

پیک نت 18 مرداد

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

سرنوشت فلامینگوهای دریاچه ارومیه


این سرنوشت فلامینگوهای دریاچه ارومیه در آستانه مرگ این دریاچه است. ظاهرا مرگ حق مسلم هر موجود زنده ای در جمهوری اسلامی است! این چه خیال خامی است که تصور کنیم با انتشار این عکس دلی در حاکمیت به رحم خواهد آمد و یا قلبی برای دریاچه ارومیه در حاکمیت خواهد لرزید؟ آنها که در درخت و جنگل، به دریا و دریاچه، به زن و مرد و انسان رحم نکرده و نمی کنند، به سرنوشت فلامینگو می اندیشند؟ به یاران خود رحم نکردند. در همین شماره پیک نت، سرنوشت تلخ ابوالفضل قدیانی، از با سابقه ترین زندانیان سیاسی – مذهبی دوران شاه و از بنیانگذاران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را بخوانید. به منتظری و موسوی و کروبی هم رحم نکردند. قدرت و پول قبله این حاکمیت است! تازه برای مرگ چند میلیون ایرانی در یک جنگ اتمی نقشه کشیده اند!