فشارها به تدریج تشدید خواهد شد، و بزرگترین امید ما به التهاب بازار نفت با
اجرای تحریم نفتی ایران چندان محقق نشده است و هرچه زمان بگذرد، با جایگزینی نفت
ایران با نفت سایر تولیدکننده ها بویژه عربستان سعودی و عراق، تاثیرات تحریم نفتی
ایران کاهش بیشتری نیز خواهد یافت. شنیده شده است برخی کارشناسان، راهبرد مقاومتی
را در تثبیت وضعیت فعلی کشور تا سه سال آینده تجویز کرده و افزوده اند که پس از
تداوم فشارها تا سه سال، غرب ناگزیر به عقب نشینی خواهد شد. این راهبرد بر دو
فرضیه مورد تردید بنا شده است: نخست آن که اقتصاد ایران تا سه سال آینده قادر به
تداوم تحمل تشدید تحریمها می باشد و دوم آن که بعد از سه سال، غرب از تداوم فشار
بر ایران منصرف می شود. در همین حال تحریم های سخت غرب بر ایران از نیمه تیر ماه
آغاز شد، و التهابات در بازار ارز از نیمه شهریور ماه بروز کرد ؛ این در شرایطی
بود که با وجود درآمد نجومی 700 میلیارد دلاری دولت در هفت سال گذشته از محل فروش
نفت و فرآورده های آن، این که اقتصاد ایران با وجود تحریم ها دست کم بتواند تا
پایان سال جاری با اتکا به ذخائر هفت ساله از تاثیر تشدید تحریمها مصون بماند،
مورد انتظار بود، اما این گونه نشد. علاوه بر آن سوء مدیریت و نبود درایت کافی از
سوی مسوولان اجرایی باعث شده تا عوامل دیگر هم مزید بر علت شده و بر مشکلات
اقتصادی از جمله گرانی های بی حد و مرز بیفزاید . از سوی دیگر قطع بخشی از بودجه
دستگاه های دولتی از ماه ششم سال، نشان می دهد دولت برای به پایان بردن امسال نیز
با چالشهای مهمی مواجه است. بنابراین چگونه می توان به راحتی از تداوم این وضعیت
تا سه سال آینده سخن گفت؟ آن هم در شرایطی که حتی شخص محمود احمدی نژاد نیز به
دفعات به همراه تعدادی دیگر از مسوولان بر تاثیرات تحریمها تاکید داشته اند. بر
همین اساس این سوال هم مطرح است که دولت جدید که قرار است در تابستان آینده فعالیت
خود را آغاز کند، با اتکا به کدام منابع باید برنامه ریزی کند؟ اما حتی با فرض این
که ایران بتواند در سه سال آینده در برابر تحریم ها مقاومت کند و مردم نیز از این
ایستادگی حمایت کنند، چه دلیلی برای عقب نشینی غرب از تشدید فشار بر جمهوری اسلامی
وجود دارد؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر