شهروند در مقاله ای به یاد آورده که: همین هفته پیش بود که رئیسکل بانک مرکزی اعلام کرد که باید اعتماد عمومی به شبکه بانکی کشور را بازیابی کرد؛ او بهعنوان نفر اول بدنه حاکمیتی نظام پولی کشور، خواستار اطلاعرسانی در این حوزه شد و از نظام بانکی خواست که شفافتر باشند و به مردم اطلاعات بدهند. اما درعینحال تأکید کرد که توان برخورد مانوری با موسسات غیرمجاز بانکی را ندارد؛ برخوردی که شاید یک باید است اما توانی برای اجرایش نیست.
به نوشته این مقاله: این روزها با بدتر شدن حال اقتصاد ایران از پولهای ناسالم و ربوی موسسات غیرمجاز، رویه جدی برخورد با این مراکز پولی آغاز شده و همین موضوع هم باعث تبعاتی اجتماعی شده است. تبعاتی که مدتها به دلیل هراس از ایجادش، با موسسات مالی غیرمجاز مماشات شد و در مقابل تخلفهایشان کوتاهی شد. موسسه میزان یکی از همین مجموعهها بوده است که در ماههای اخیر حاشیههای فراوانش تمامی ندارد.
مقاله شهروند با تعجب به این جا رسیده که:متخلفی که با زیر پای گذاشتن قانون پولی کشور حیات و ممات داشته و حالا با حکم مراجع قانونی و قضایی منحل شده است. اما آن چیزی که حالا اهمیت دارد این نکته است که آیا باید برای این تعداد کارمند بیکار شده متحصن مقابل بانک مرکزی دلسوزی کرد یا نه؟ چراکه دلسوزی بر بیکاری این چند نفر مترادف با این معناست که با خواسته آنها همراهی شود. خواستهای که میخواهد بانک مرکزی با فعالیت غیرقانونی یک مرکز متخلف موافقت کند!
حسین راغفر در مقاله ای در شرق نوشته: نفس حضور صدها و به تعبیرهای مختلف، هزاران مؤسسه مالی اعتباری غیرمجاز و چندین بانک ورشکسته اما فعال، حکایت از عمق و گستردگی فساد در دولتهای نهم و دهم دارد که خود داستانی است که شرح آن مثنوی هفتادمن کاغذ شود؛ عفونتی که مدتهاست به بخشهای عمدهای از اندام اقتصاد کشور آسیب زده است.
به نوشته این اقتصاددان: زمانی که رئیس دولت قبل به بهانه همسوکردن بانکها با برنامههای توسعهای کشور در اقدامی بیسابقه در یک روز مبادرت به تعویض رؤسای هشت بانک اصلی و عمده کشور کرد حتی شائبه مفسدهآمیزبودن این جابهجاییها هیچیک از نهادهای نظارتی کشور را به تردید وانداشت. چندی از این تغییرات ناگهانی نگذشته بود که در یکی از همین بانکها اختلاس بزرگ سه هزار میلیارد تومانی رخ داد و در پی افشای زنجیره فضاحتهای مالی، یکی دیگر از همین رؤسای منتسب در بزرگترین بانک کشور به کانادا گریخت.
به نظر مقاله شرق: فضاحتهای مالی بعدی در پرداخت وام ١٢هزار میلیارد تومانی- که شایع است رقم ١٦ هزار صحیح است- که بهنام یک نفر پرداخت شده است و ازجمله دیون معوقه بانکهاست و نیز هزاران وام بزرگ و کوچک دیگر که به دوستان و اقوام و خویشاوندان سببی و نسبی و حزبی پرداخت شده، منابع بزرگی را از تولید و فرصتهای خلق شغل ربوده است و اصلیترین عامل نابرابریهای فزاینده اقتصادی- اجتماعی کنونی و مسئول بسیاری از ارتکاب جرم و جرائم خرد و درشت دیگر در کشور است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر